دوم تواریخ ۳۲:۹-۱۸
۹
و بعد از آن سنخاریب، پادشاه آشور، بندگان خود را به اورشلیم فرستاد و خودش با تمامی حشمتش در برابر لاكیش بودند كه به حِزْقیا پادشاه یهودا و تمامی یهودا كه در اورشلیم بودند، بگویند:
۱۰
« سنخاریب پادشاه آشور چنین میفرماید: بر چه چیز اعتماد دارید كه در محاصره در اورشلیم میمانید؟
۱۱
آیا حِزْقیا شما را اغوا نمیكند تا شما را با قحط و تشنگی به موت تسلیم نماید كه میگوید: یهُوَه خدای ما، ما را از دست پادشاه آشور رهایی خواهد داد؟
۱۲
آیا همین حِزْقیا مكانهای بلند و مذبحهای او را منهدم نساخته، و به یهودا و اورشلیم امر نفرموده و نگفته است كه پیش یك مذبح سجده نمایید و بر آن بخور بسوزانید؟
۱۳
آیا نمیدانید كه من و پدرانم به همۀ طوایف كشورها چه كردهایم؟ مگر خدایان امّتهای آن كشورها هیچ قدرتی داشتند كه زمین خود را از دست من برهانند؟
۱۴
كدام یك از همۀ خدایان این امّتهایی كه پدران من آنها را هلاك ساختهاند، قادر بر رهانیدن قوم خود از دست من بود تا خدای شما قادر باشد كه شما را از دست من رهایی دهد؟
۱۵
پس حال، حِزْقیا شما را فریب ندهد و شما را به اینطور اغوا ننماید و بر او اعتماد منمایید، زیرا هیچ خدا از خدایان جمیع امّتها و ممالك قادر نبوده است كه قوم خود را از دست من و از دست پدرانم رهایی دهد، پس به طریق اولی خدای شما شما را از دست مننخواهد رهانید.»
۱۶
و بندگانش سخنان زیاده به ضد یهُوَه خدا و به ضد بندهاش حزقیا گفتند.
۱۷
و مكتوبی نیز نوشته، یهُوَه خدای اسرائیل را اهانت نمود و به ضد وی حرف زده، گفت: «چنانكه خدایان امّتهای كشورها قوم خود را از دست من رهایی ندادند، همچنین خدای حِزْقیا قوم خویش را از دست من نخواهد رهانید.»
۱۸
و به آواز بلند به زبان یهود به اهل اورشلیم كه بر دیوار بودند، ندا در دادند تا ایشان را ترسان و مشوش ساخته، شهر را بگیرند.
Settings