- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Hospitality
آیات کلیدی کتاب مقدس
و گفت: «ای مولا، اكنون اگر منظور نظر تو شدم، از نزد بندۀ خود مگذر.
اندك آبی بیاورند تا پای خود را شسته، در زیر درخت بیارامید،
و لقمۀ نانی بیاورم تا دلهای خود را تقویت دهید و پس از آن روانه شوید، زیرا برای همین، شما را بر بندۀ خود گذر افتاده است.» گفتند: «آنچه گفتی بكن.»
پس ابراهیم به خیمه، نزد ساره شتافت و گفت: «سه كیل از آرد مَیدَه بزودی حاضر كن و آن را خمیر كرده، گِردهها بساز.»
و ابراهیم به سوی رمه شتافت و گوسالۀ نازكِ خوب گرفته، به غلام خود داد تا بزودی آن را طبخ نماید.
پس كره و شیر و گوسالهای را كه ساخته بود، گرفته، پیش روی ایشان گذاشت، و خود در مقابل ایشان زیر درخت ایستاد تا خوردند.
« و چون غریبی با تو در زمین شما مأوا گزیند، او را میازارید.
غریبی كه در میان شما مأوا گزیند، مثل متوطن از شما باشد. و او را مثلخود محبت نما، زیرا كه شما در زمین مصر غریب بودید. من یهوه خدای شما هستم.
یتیمان و بیوهزنان را دادرسی میكند، و غریبان را دوست داشته، خوراك و پوشاك به ایشان میدهد.
پس غریبان را دوست دارید، زیرا كه در زمین مصر غریب بودید.
و در سال سوم كه سال عشر است، چون از گرفتن تمامی عشر محصول خود فارغ شدی، آن را به لاوی و غریب و یتیم و بیوهزن بده، تا در اندرون دروازههای تو بخورند و سیر شوند.
و به حضور یهُوَه خدایت بگو: «موقوفات را از خانۀ خود بیرون كردم، و آنها را نیز به لاوی و غریب و یتیم و بیوهزن، موافق تمامی اوامری كه به من امر فرمودی، دادم، و از اوامر تو تجاوز ننموده، فراموش نكردم.
حكمت، خانه خود را بنا كرده، و هفت ستونهای خویش را تراشیده است.
ذبایح خود را ذبح نموده و شراب خود را ممزوج ساخته و سفره خود را نیز آراسته است.
كنیزان خود را فرستاده، ندا كرده است، بر پشتهای بلند شهر:
«هر كه جاهل باشد به اینجا بیاید، و هر كه ناقصالعقل است،» او را میگوید.
«بیایید از غذای من بخورید، و از شرابی كه ممزوج ساختهام بنوشید.
نان مرد تنگنظر را مخور، و به جهت خوراكهای لطیف او حریص مباش.
زیرا چنانكه در دل خود فكر میكند خود او همچنان است. تو را میگوید: بخور و بنوش، اما دلش با تو نیست.
لقمهای را كه خوردهای قی خواهی كرد، و سخنان شیرین خود را بر باد خواهی داد.
مگر روزهای كه من میپسندم این نیست كه بندهای شرارت را بگشایید و گرههای یوغ را باز كنید و مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشكنید؟
مگر این نیست كه نان خود را به گرسنگان تقسیم نمایی و فقیران رانده شده را به خانه خود بیاوری و چون برهنه را ببینی او را بپوشانی و خود را از آنانی كه از گوشت تو میباشند مخفی نسازی؟
ملکوت آسمان پادشاهی را ماند که برای پسر خویش عروسی کرد.
و غلامان خود را فرستاد تا دعوتشدگان را به عروسی بخوانند و نخواستند بیایند.
باز غلامان دیگر روانه نموده، فرمود، دعوتشدگان را بگویید که، اینک، خوان خود راحاضر ساختهام و گاوان و پرواریهای من کشته شده و همهچیز آماده است، به عروسی بیایید.