Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Debtor: Unclassified scriptures relating to

31 آیه · 2 جنبه

آیات دربارهٔ Unclassified scriptures relating to

پالایش بر اساس کتاب
  1. و زنی‌ از زنان‌ پسران‌ انبیا نزد اَلِیشَع‌ تضرّع نموده‌، گفت‌: «بنده‌ات‌، شوهرم‌ مرد و تو می‌دانی‌ كه‌ بنده‌ات‌ از خداوند می‌ترسید، و طلبكار او آمده‌ است‌ تا دو پسر مرا برای‌ بندگی‌ خود ببرد.»

  2. اَلِیشَع‌ وی‌ را گفت‌: «بگو برای‌ تو چه‌ كنم‌؟ و در خانه‌ چه‌ داری‌؟» او گفت‌: «كنیزت‌ را در خانه‌ چیزی‌ سوای‌ ظرفی‌ از روغن‌ نیست‌.»

  3. او گفت‌: «برو و ظرفها از بیرون‌ از تمامی‌ همسایگان‌ خود طلب‌ كن‌، ظرفهای‌ خالی‌ و بسیار بخواه‌.

  4. و داخل‌ شده‌، در را بر خودت‌ و پسرانت‌ ببند و در تمامی‌ آن‌ ظرفها بریز و هرچه‌ پر شود به‌ كنار بگذار.»

  5. پس‌ از نزد وی‌ رفته‌، در را بر خود و پسرانش‌ بست‌ و ایشان‌ ظرفها نزد وی‌ آورده‌، او می‌ریخت‌.

  6. و چون‌ ظرفها را پر كرده‌ بود به‌ یكی‌ از پسران‌ خود گفت‌: «ظرفی‌ دیگر نزد من‌ بیاور.» او وی‌ را گفت‌: «ظرفی‌ دیگر نیست‌.» و روغن‌ بازایستاد.

  7. پس‌ رفته‌، آن‌ مرد خدا را خبر داد. و او وی‌ را گفت‌: «برو و روغن‌ را بفروش‌ و قرض‌ خود را ادا كرده‌، تو و پسرانت‌ از باقی‌ مانده‌ گذران‌ كنید.»

  8. و بعضی‌ گفتند: «مزرعه‌ها و تاكستانها و خانه‌های‌ خود را گرو می‌دهیم‌ تا به‌ سبب‌ قحط‌، گندم‌ بگیریم‌.»

  9. و بعضی‌ گفتند كه‌ «نقره‌ را به‌ عوض‌ مزرعه‌ها و تاكستانهای‌ خود برای‌ جزیه‌ پادشاه‌ قرض‌ گرفتیم‌.

  10. و حال‌ جسد ما مثل‌ جسدهای‌ برادران‌ ماست‌ و پسران‌ ما مثل‌ پسران‌ ایشان‌؛ و اینك‌ ما پسران‌ و دختران‌ خود را به‌ بندگی‌ می‌سپاریم‌ و بعضی‌ از دختران‌ ما كنیز شده‌اند؛ و در دست‌ ما هیچ‌ استطاعتی‌ نیست‌ زیرا كه‌ مزرعه‌ها و تاكستانهای‌ ما از آن‌ دیگران‌ شده‌ است‌.»

  11. ثمره‌ زحمت‌ خود را رد كرده‌، آن‌ را فرو نخواهد برد، و برحسب‌ دولتی‌ كه‌ كسب‌ كرده‌ است‌، شادی‌ نخواهد نمود.

  12. زیرا فقیران‌ را زبون‌ ساخته‌ و ترك‌ كرده‌ است‌. پس‌ خانه‌ای‌ را كه‌ دزدیده‌ است‌، بنا نخواهد كرد.

  13. از آن‌جهت ملکوت آسمان پادشاهی را ماند که با غلامان خود ارادهٔ محاسبه داشت.

  14. و چون شروع به حساب نمود، شخصی را نزد او آوردند که ده هزار قنطار به او بدهکار بود.

  15. و چون چیزی نداشت که ادا نماید، آقایش امر کرد که او را با زن و فرزندان و تمام مایملک او فروخته، طلب را وصول کنند.

  16. پس آن غلام رو به زمین نهاده او را پرستش نمود و گفت، ای آقا مرا مهلت ده تا همه را به تو ادا کنم.

  17. آنگاه آقای آن غلام بر وی ترحّم نموده، او را رها کرد و قرض او را بخشید.

  18. لیکن چون آن غلام بیرون رفت، یکی از همقطاران خود را یافت که از او صد دینار طلب داشت. او را بگرفت و گلویش را فشرده، گفت، طلب مرا ادا کن!

  19. پس آن همقطار بر پایهای او افتاده، التماس نموده، گفت، مرا مهلت ده تا همه را به تو ردّ کنم.

  20. امّا او قبول نکرد، بلکه رفته، او را در زندان انداخت تا قرض را ادا کند.

  21. چون همقطاران وی این وقایعرا دیدند، بسیار غمگین شده، رفتند و آنچه شده بود به آقای خود باز گفتند.

  22. آنگاه مولایش او را طلبیده، گفت، ای غلام شریر، آیا تمام آن قرض را محض خواهش تو به تو نبخشیدم؟

  23. پس آیا تو را نیز لازم نبود که بر همقطار خود رحم کنی چنانکه من بر تو رحم کردم؟

  24. و این مَثَل را به مردم گفتن گرفت که شخصی تاکستانی غرس کرد و به باغبانانش سپرده، مدّت مدیدی سفر کرد.

  25. و در موسم، غلامی نزد باغبانان فرستاد تا از میوهٔ باغ بدو سپارند. امّا باغبانان او را زده، تهیدست بازگردانیدند.