- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Jeremiah
همچنین شناختهشده به: Jeremy, Jeremias
آیاتی که از Jeremiah نام میبرند
و كلام خداوند بر ارمیا از جانب خداوند نازل شده، گفت:
كلامی كه از جانب خداوند در ایام یهُویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا بر ارمیا نازل شده، گفت:
پس كلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
و ارمیا به خاندان ركابیان گفت: «یهوه صبایوت خدای اسرائیل چنین میگوید: چونكه شما وصیت پدر خود یوناداب را اطاعت نمودید و جمیع اوامر او را نگاه داشته، بهر آنچه او به شما امر فرمود عمل نمودید،
و در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا واقع شد كه این كلام از جانب خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
پس ارمیا باروك بن نَیریا را خواند و باروك از دهان ارمیا تمامی كلام خداوند را كه به او گفته بود در آن طومار نوشت.
و ارمیا باروك را امر فرموده، گفت: «من محبوس هستم و نمیتوانم به خانه خداوند داخل شوم.
پس باروك بن نیریا به هر آنچه ارمیا نبی او راامر فرموده بود عمل نمود و كلام خداوند را در خانه خداوند از آن طومار خواند.
و باروك سخنان ارمیا را از آن طومار در خانه خداوند در حجره جَمَریا ابن شافان كاتب در صحن فوقانی نزد دهنه دروازه جدید خانه خداوند به گوش تمامی قوم خواند.
سروران به باروك گفتند: «تو و ارمیا رفته، خویشتن را پنهان كنید تا كسی نداند كه كجا میباشید.»
بلكه پادشاه یرَحْمِیئیل شاهزاده و سَرایا ابن عَزَرْئیل و شَلَمْیا ابن عَبْدِئیل را امر فرمود كه باروك كاتب و ارمیا نبی را بگیرند. اما خداوند ایشان را مخفی داشت.
و بعد از آنكه پادشاه طومار و سخنانی را كه باروك از دهان ارمیا نوشته بود سوزانید، كلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
پس ارمیا طوماری دیگر گرفته، به باروك بن نیریای كاتب سپرد و او تمامی سخنان طوماری را كه یهویاقیم پادشاه یهودا به آتش سوزانیده بود از دهان ارمیا در آن نوشت و سخنان بسیاری نیز مثل آنها بر آن افزوده شد.
و او و بندگانش و اهل زمین به كلام خداوند كه به واسطه ارمیا نبی گفته بود گوش ندادند.
و صدقیا پادشاه، یهُوكَل بن شَلَمْیا و صَفَنیا ابن مَعَسِیا كاهن را نزد ارمیای نبی فرستاد كه بگویند: «نزد یهوه خدای ما به جهت ما استغاثه نما.»
و ارمیا در میان قوم آمد و شد مینمود زیرا كه او را هنوز در زندان نینداخته بودند.
آنگاه كلام خداوند بر ارمیا نبی نازل شده، گفت:
كه ارمیا از اورشلیم بیرون میرفت تا به زمین بنیامین برود و در آنجا از میان قوم نصیب خود را بگیرد.
و چون به دروازه بنیامین رسید، رئیس كشیكچیان مسمّی به یرْئِیا ابن شَلَمْیا ابن حَنَنْیا در آنجا بود و او ارمیای نبی را گرفته، گفت: «نزد كلدانیان میروی؟»
ارمیا گفت: «دروغ است، نزد كلدانیان نمیروم.» لیكن یرْئِیا به وی گوش نداد و ارمیا را گرفته او را نزد سروران آورد.
و سروران بر ارمیا خشم نموده، او را زدند و او را در خانهیوناتان كاتب به زندان انداختند زیرا آن را زندان ساخته بودند.
و چون ارمیا در سیاهچال به یكی از حجرهها داخل شده بود و ارمیا روزهای بسیار در آنجا مانده بود،
آنگاه صدقیا پادشاه فرستاده، او را آورد و پادشاه در خانه خود خفیةً از او سؤال نموده، گفت كه «آیا كلامی از جانب خداوند هست؟» ارمیا گفت: «هست و گفت به دست پادشاه بابل تسلیم خواهی شد.»
و ارمیا به صدقیا پادشاه گفت: «و به تو و بندگانت و این قوم چه گناه كردهام كه مرا به زندان انداختهاید؟
پس صدقیا پادشاه امر فرمود كه ارمیا را در صحن زندان بگذارند. و هر روز قرص نانی از كوچه خبّازان به او دادند تا همه نان از شهر تمام شد. پس ارمیا در صحن زندان ماند.