Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Baruch

40 آیه · 3 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

  1. و قباله‌ خرید را به‌ باروك‌ بن‌ نیریا ابن‌ مَحْسِیا به‌ حضور پسر عموی‌ خود حَنَمْئیل‌ و به‌ حضور شهودی‌ كه‌ قباله‌ خرید را امضا كرده‌ بودند و به‌ حضور همه‌ یهودیانی‌ كه‌ در صحن‌ زندان‌ نشسته‌ بودند، سپردم‌.

  2. و باروك‌ را به‌ حضور ایشان‌ وصیت‌ كرده‌، گفتم‌:

  3. «یهوه‌ صبایوت‌ خدای‌ اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: این‌ قباله‌ها یعنی‌ قباله‌ این‌ خرید را، هم‌ آن‌ را كه‌ مختوم‌ است‌ و هم‌ آن‌ را كه‌ باز است‌، بگیر و آنها را در ظرف‌ سفالین‌ بگذار تا روزهای‌ بسیار بماند.

  4. زیرا یهوه‌ صبایوت‌ خدای‌ اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: دیگرباره‌ خانه‌ها و مزرعه‌ها و تاكستانها در این‌ زمین‌ خریده‌ خواهد شد.»

  5. و بعد از آنكه‌ قباله‌ خرید را به‌ باروك‌ بن‌ نیریا داده‌ بودم‌، نزد خداوند تضرّع‌ نموده‌، گفتم‌:

  6. پس‌ ارمیا باروك‌ بن‌ نَیریا را خواند و باروك‌ از دهان‌ ارمیا تمامی‌ كلام‌ خداوند را كه‌ به‌ او گفته‌ بود در آن‌ طومار نوشت‌.

  7. و ارمیا باروك‌ را امر فرموده‌، گفت‌: «من‌ محبوس‌ هستم‌ و نمی‌توانم‌ به‌ خانه‌ خداوند داخل‌ شوم‌.

  8. پس‌ تو برو و سخنان‌ خداوند را از طوماری‌ كه‌ از دهان‌ من‌ نوشتی‌ در روز صَوْم‌ در خانه‌ خداوند در گوش‌ قوم‌ بخوان‌ و نیز آنها را در گوش‌ تمامی‌ یهودا كه‌ از شهرهای‌ خود می‌آیند بخوان‌.

  9. شاید كه‌ به‌ حضور خداوند استغاثه‌ نمایند و هر كدام‌ از ایشان‌ از راه‌ بد خود بازگشت‌ كنند زیرا كه‌ خشم‌ و غضبی‌ كه‌ خداوند درباره‌ این‌ قوم‌ فرموده‌ است‌ عظیم‌ می‌باشد.»

  10. پس‌ باروك‌ بن‌ نیریا به‌ هر آنچه‌ ارمیا نبی‌ او راامر فرموده‌ بود عمل‌ نمود و كلام‌ خداوند را در خانه‌ خداوند از آن‌ طومار خواند.

  11. و در ماه‌ نهم‌ از سال‌ پنجم‌ یهویاقیم‌ بن‌ یوشیا پادشاه‌ یهودا، برای‌ تمامی‌ اهل‌ اورشلیم‌ و برای‌ همه‌ كسانی‌ كه‌ از شهرهای‌ یهودا به‌ اورشلیم‌ می‌آمدند، برای‌ روزه‌ به‌ حضور خداوند ندا كردند.

  12. و باروك‌ سخنان‌ ارمیا را از آن‌ طومار در خانه‌ خداوند در حجره‌ جَمَریا ابن‌ شافان‌ كاتب‌ در صحن‌ فوقانی‌ نزد دهنه‌ دروازه‌ جدید خانه‌ خداوند به‌ گوش‌ تمامی‌ قوم‌ خواند.

  13. و چون‌ میكایا ابن‌ جَمَریا ابن‌ شافان‌ تمامی‌ سخنان‌ خداوند را از آن‌ طومار شنید،

  14. به‌ خانه‌ پادشاه‌ به‌ حجره‌ كاتب‌ آمد و اینك‌ جمیع‌ سروران‌ در آنجا نشسته‌ بودند یعنی‌ اَلِیشاماع‌ كاتب‌ و دَلایا ابن‌ شَمَعْیا و اَلنْاتان‌ بن‌ عَكبُور و جَمَریا ابن‌ شافان‌ و صِدِقیا ابن‌ حَنَنْیا و سایر سروران‌.

  15. پس‌ میكایا تمامی‌ سخنانی‌ را كه‌ از باروك‌ وقتی‌ كه‌ آنها را به‌ گوش‌ خلق‌ از طومار می‌خواند شنید برای‌ ایشان‌ باز گفت‌.

  16. آنگاه‌ تمامی‌ سروران‌ یهودی‌ ابن‌ نَتَنْیا ابن‌ شَلَمْبا ابن‌ كُوشی‌ را نزد باروك‌ فرستادند تا بگوید: آن‌ طوماری‌ را كه‌ به‌ گوش‌ قوم‌ خواندی‌ به‌ دست‌ خود گرفته‌، بیا. پس‌ باروك‌ بن‌ نَیریا طومار را به‌ دست‌ خود گرفته‌، نزد ایشان‌ آمد.

  17. و ایشان‌ وی‌ را گفتند: بنشین‌ و آن‌ را به‌ گوشهای‌ ما بخوان‌. و باروك‌ به‌ گوش‌ ایشان‌ خواند.

  18. و واقع‌ شد كه‌ چون‌ ایشان‌ تمامی‌ این‌ سخنان‌ را شنیدند با ترس‌ به‌ یكدیگر نظر افكندند و به‌ باروك‌ گفتند: البته‌ تمامی‌ این‌ سخنان‌ را به‌ پادشاه‌ بیان‌ خواهیم‌ كرد.

  19. و از باروك‌ سؤال‌ كرده‌، گفتند: ما را خبر بده‌ كه‌ تمامی‌ این‌ سخنان‌ را چگونه‌ از دهان‌ او نوشتی‌.

  20. باروك‌ به‌ ایشان‌ گفت‌: او تمامی‌ این‌ سخنان‌ را از دهان‌ خود برای‌ من‌ می‌خواند و من‌ با مركّب‌ در طومار می‌نوشتم‌.

  21. سروران‌ به‌ باروك‌ گفتند: تو و ارمیا رفته‌، خویشتن‌ را پنهان‌ كنید تا كسی‌ نداند كه‌ كجا می‌باشید.

  22. پس‌ طومار را در حجره‌ اَلِیشاماع‌ كاتب‌ گذاشته‌، به‌ سرای‌ پادشاه‌ رفتند وتمامی‌ این‌ سخنان‌ را به‌ گوش‌ پادشاه‌ باز گفتند.

  23. و پادشاه‌ یهودی‌ را فرستاد تا طومار را بیاورد و یهودی‌ آن‌ را از حجره‌ الیشاماع‌ كاتب‌ آورده‌، در گوش‌ پادشاه‌ و در گوش‌ تمامی‌ سرورانی‌ كه‌ به‌ حضور پادشاه‌ حاضر بودند خواند.

  24. و پادشاه‌ در ماه‌ نهم‌ در خانه‌ زمستانی‌ نشسته‌ و آتش‌ پیش‌ وی‌ بر منقل‌ افروخته‌ بود.

  25. و واقع‌ شد كه‌ چون‌ یهودی‌ سه‌ چهار ورق‌ خوانده‌ بود، (پادشاه‌) آن‌ را با قلمتراش‌ قطع‌ كرده‌، در آتشی‌ كه‌ بر منقل‌ بود انداخت‌ تا تمامی‌ طومار در آتشی‌ كه‌ در منقل‌ بود سوخته‌ شد.