- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Baruch
آیاتی که از Baruch نام میبرند
و قباله خرید را به باروك بن نیریا ابن مَحْسِیا به حضور پسر عموی خود حَنَمْئیل و به حضور شهودی كه قباله خرید را امضا كرده بودند و به حضور همه یهودیانی كه در صحن زندان نشسته بودند، سپردم.
و باروك را به حضور ایشان وصیت كرده، گفتم:
و بعد از آنكه قباله خرید را به باروك بن نیریا داده بودم، نزد خداوند تضرّع نموده، گفتم:
پس ارمیا باروك بن نَیریا را خواند و باروك از دهان ارمیا تمامی كلام خداوند را كه به او گفته بود در آن طومار نوشت.
و ارمیا باروك را امر فرموده، گفت: «من محبوس هستم و نمیتوانم به خانه خداوند داخل شوم.
پس باروك بن نیریا به هر آنچه ارمیا نبی او راامر فرموده بود عمل نمود و كلام خداوند را در خانه خداوند از آن طومار خواند.
و باروك سخنان ارمیا را از آن طومار در خانه خداوند در حجره جَمَریا ابن شافان كاتب در صحن فوقانی نزد دهنه دروازه جدید خانه خداوند به گوش تمامی قوم خواند.
پس میكایا تمامی سخنانی را كه از باروك وقتی كه آنها را به گوش خلق از طومار میخواند شنید برای ایشان باز گفت.
آنگاه تمامی سروران یهودی ابن نَتَنْیا ابن شَلَمْبا ابن كُوشی را نزد باروك فرستادند تا بگوید: «آن طوماری را كه به گوش قوم خواندی به دست خود گرفته، بیا.» پس باروك بن نَیریا طومار را به دست خود گرفته، نزد ایشان آمد.
و ایشان وی را گفتند: «بنشین و آن را به گوشهای ما بخوان.» و باروك به گوش ایشان خواند.
و واقع شد كه چون ایشان تمامی این سخنان را شنیدند با ترس به یكدیگر نظر افكندند و به باروك گفتند: «البته تمامی این سخنان را به پادشاه بیان خواهیم كرد.»
و از باروك سؤال كرده، گفتند: «ما را خبر بده كه تمامی این سخنان را چگونه از دهان او نوشتی.»
باروك به ایشان گفت: «او تمامی این سخنان را از دهان خود برای من میخواند و من با مركّب در طومار مینوشتم.»
سروران به باروك گفتند: «تو و ارمیا رفته، خویشتن را پنهان كنید تا كسی نداند كه كجا میباشید.»
بلكه پادشاه یرَحْمِیئیل شاهزاده و سَرایا ابن عَزَرْئیل و شَلَمْیا ابن عَبْدِئیل را امر فرمود كه باروك كاتب و ارمیا نبی را بگیرند. اما خداوند ایشان را مخفی داشت.
و بعد از آنكه پادشاه طومار و سخنانی را كه باروك از دهان ارمیا نوشته بود سوزانید، كلام خداوند بر ارمیا نازل شده، گفت:
پس ارمیا طوماری دیگر گرفته، به باروك بن نیریای كاتب سپرد و او تمامی سخنان طوماری را كه یهویاقیم پادشاه یهودا به آتش سوزانیده بود از دهان ارمیا در آن نوشت و سخنان بسیاری نیز مثل آنها بر آن افزوده شد.
بلكه باروك بن نیریا تو را بر ما برانگیخته است تا ما را به دست كلدانیان تسلیم نموده، ایشان ما را بكشند و به بابل به اسیری ببرند.»
یعنی مردان و زنان و اطفال و دختران پادشاه و همه كسانی را كه نبوزردان رئیس جلاّدان، به جدلیا ابن اخیقام بن شافان سپرده بود و ارمیای نبی و باروك بن نیریا را.
كلامی كه ارمیا نبی به باروك بن نیریا خطاب كرده، گفت، هنگامی كه این سخنان را از دهان ارمیا در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا در طومار نوشت:
«ای باروك، یهوه خدای اسرائیل به تو چنینمیفرماید: