God
آیاتی که از God نام میبرند
و خداوند میگوید: آیا كسی خویشتن را در جای مخفی پنهان تواند نمود كه من او را نبینم مگر من آسمان و زمین را مملّو نمیسازم؟ كلام خداوند این است.
سخنان انبیا را كه به اسم من كاذبانه نبوّت كردند شنیدم كه گفتند خواب دیدم خواب دیدم.
كه به خوابهای خویش كه هر كدام از ایشان به همسایه خود باز میگویندخیال دارند كه اسم مرا از یاد قوم من ببرند، چنانكه پدران ایشان اسم مرا برای بعل فراموش كردند.
آن نبیای كه خواب دیده است خواب را بیان كند و آن كه كلام مرا دارد كلام مرا براستی بیان نماید. خداوند میگوید كاه را با گندم چه كار است؟»
و خداوند میگوید: «آیا كلام من مثل آتش نیست و مانند چكشی كه صخره را خرد میكند؟»
لهذا خداوند میگوید: «اینك من به ضدّ این انبیایی كه كلام مرا از یكدیگر میدزدند هستم.»
و خداوند میگوید: «اینك من به ضدّ این انبیا هستم كه زبان خویش را بكار برده، میگویند: او گفته است.»
و خداوند میگوید: «اینك من به ضدّ اینان هستم كه به خوابهای دروغ نبوّت میكنند و آنها را بیان كرده، قوم مرا به دروغها و خیالهای خود گمراه مینمایند. و من ایشان را نفرستادم و مأمور نكردم پس خداوند میگوید كه به این قوم هیچ نفع نخواهند رسانید.
و چون این قوم یا نبی یا كاهنی از تو سؤال نموده، گویند كه وحی خداوند چیست؟ پس به ایشان بگو: كدام وحی؟ قول خداوند این است كه شما را ترك خواهم نمود.
و آن نبی یا كاهن یا قومی كه گویند وحی یهوه، همانا بر آن مرد و بر خانهاش عقوبت خواهم رسانید.
و هر كدام از شما به همسایه خویش و هر كدام به برادر خود چنین گویید كه خداوند چه جواب داده است و خداوند چه گفته است؟
لیكن وحی یهوه را دیگر ذكر منمایید زیرا كلام هر كس وحی او خواهد بود چونكه كلام خدای حی یعنی یهوه صبایوت خدای ما را منحرف ساختهاید.
و بهنبی چنین بگو كه خداوند به تو چه جواب داده و خداوند به تو چه گفته است؟
و اگر میگویید: وحی یهوه، پس یهوه چنین میفرماید چونكه این سخن یعنی وحی یهوه را گفتید با آنكه نزد شما فرستاده، فرمودم كه وحی یهوه را مگویید،
لهذا اینك من شما را بالكّل فراموش خواهم كرد و شما را با آن شهری كه به شما و به پدران داده بودم از حضور خود دور خواهم انداخت.
و عار ابدی و رسوایی جاودانی را كه فراموش نخواهد شد بر شما عارض خواهم گردانید.»
و بعد از آنكه نَبوكدرصّر پادشاه بابلیكُنیا ابن یهویاقیم پادشاه یهودا را با رؤسای یهودا و صنعتگران و آهنگران از اورشلیم اسیر نموده، به بابل برد، خداوند دو سبد انجیر را كه پیش هیكل خداوند گذاشته شده بود به من نشان داد
و خداوند مرا گفت: «ای ارمیا چه میبینی؟» گفتم: «انجیر. امّا انجیرهای نیكو، بسیار نیكو است و انجیرهای بد بسیار بد است كه از بدی آن را نمیتوان خورد.»
و كلام خداوند به من نازل شده، گفت:
«یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید: مثل این انجیرهای خوب همچنان اسیران یهودا را كه ایشان را از اینجا به زمین كلدانیان برای نیكویی فرستادم منظور خواهم داشت.
و چشمان خود را بر ایشان به نیكویی خواهم انداخت و ایشان رابه این زمین باز خواهم آورد و ایشان را بنا كرده، منهدم نخواهم ساخت و غرس نموده، ریشه ایشان را نخواهم كَند.
و دلی به ایشان خواهم بخشید تا مرا بشناسند كه من یهوه هستم و ایشان قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود، زیرا كه به تمامی دل بسوی من بازگشت خواهند نمود.»
خداوند چنین میگوید: «مثل انجیرهای بد كه چنان بد است كه نمیتوان خورد، البته همچنان صِدِقیا پادشاه یهودا و رؤسای او و بقیه اورشلیم را كه در این زمین باقی ماندهاند و آنانی را كه در مصر ساكناند تسلیم خواهم نمود.
و ایشان را در تمامی ممالك زمین مایه تشویش و بلا و در تمامی مكانهایی كه ایشان را راندهام عار و ضربالمثل و مسخره و لعنت خواهم ساخت.
و در میان ایشان شمشیر و قحط و وبا خواهم فرستاد تا از زمینی كه به ایشان و به پدران ایشان دادهام نابود شوند.»