پرش به محتوا

God

11,427 آیه · 2 عضو خانواده

آیاتی که از God نام می‌برند

پالایش بر اساس کتاب
  1. و بگو: ای‌ پادشاهان‌ یهودا و سكنه‌ اورشلیم‌ كلام‌ خداوند را بشنوید! یهوه‌ صبایوت‌ خدای‌ اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: اینك‌ بر این‌ مكان‌ چنان‌ بلایی‌ خواهم‌ آورد كه‌ گوش‌ هر كس‌ كه‌ آن‌ را بشنود صدا خواهد كرد.

  2. زانرو كه‌ مرا ترك‌ كردند و این‌ مكان‌ را خوار شمردند و بخور در آن‌ برای‌ خدایان‌ غیر كه‌ نه‌ خود ایشان‌ و نه‌ پدران‌ ایشان‌ و نه‌ پادشاهان‌ یهودا آنها را شناخته‌ بودند سوزانیدند و این‌ مكان‌ را از خون‌ بی‌گناهان‌ مملّو ساختند.

  3. و مكان‌های‌ بلند برای‌ بعل‌ بنا كردند تا پسران‌ خود را به‌ جای‌ قربانی‌های‌ سوختنی‌ برای‌ بعل‌ بسوزانند كه‌ من‌ آن‌ را امر نفرموده‌ و نگفته‌ و در دلم‌ نگذشته‌ بود.

  4. بنابراین‌ خداوند می‌گوید: اینك‌ ایامی‌ می‌آید كه‌ این‌ مكان‌ به‌ توفت‌ یا به‌ وادی‌ ابن‌ هنّوم‌ دیگر نامیده‌ نخواهد شد بلكه‌ به‌ وادی‌ قتل‌.

  5. و مشورت‌ یهودا و اورشلیم‌ را در این‌ مكان‌ باطل‌ خواهم‌ گردانید و ایشان‌ را از حضور دشمنان‌ ایشان‌ و به‌ دست‌ آنانی‌ كه‌ قصد جان‌ ایشان‌ دارند خواهم‌ انداخت‌ و لاشهای‌ ایشان‌ را خوراك‌ مرغان‌ هوا و حیوانات‌ زمین‌ خواهم‌ساخت‌.

  6. و این‌ شهر را مایه‌ حیرت‌ و سخریه‌ خواهم‌ گردانید به‌ حدّی‌ كه‌ هر كه‌ از آن‌ عبور كند متحیر شده‌، به‌ سبب‌ جمیع‌ بلایایش‌ سخریه‌ خواهد نمود.

  7. و گوشت‌ پسران‌ ایشان‌ و گوشت‌ دختران‌ ایشان‌ را به‌ ایشان‌ خواهم‌ خورانید و در محاصره‌ و تنگی‌ كه‌ دشمنان‌ ایشان‌ و جویندگان‌ جان‌ ایشان‌ بر ایشان‌ خواهند آورد، هر كس‌ گوشت‌ همسایه‌ خود را خواهد خورد.

  8. و ایشان‌ را بگو: یهوه‌ صبایوت‌ چنین‌ می‌گوید: به‌ نوعی‌ كه‌ كسی‌ كوزه‌ كوزه‌گر را می‌شكند و آن‌ را دیگر اصلاح‌ نتوان‌ كرد همچنان‌ این‌ قوم‌ و این‌ شهر را خواهم‌ شكست‌ و ایشان‌ را در توفت‌ دفن‌ خواهند كرد تا جایی‌ برای‌ دفن‌ كردن‌ باقی‌ نماند.»

  9. خداوند می‌گوید: «به‌ این‌ مكان‌ و به‌ ساكنانش‌ چنین‌ عمل‌ خواهم‌ نمود و این‌ شهر را مثل‌ توفت‌ خواهم‌ ساخت‌.

  10. پس‌ ارمیا از توفت‌ كه‌ خداوند او را به‌ جهت‌ نبوّت‌ كردن‌ به‌ آنجا فرستاده‌ بود باز آمد و در صحن‌ خانه‌ خداوند ایستاده‌، به‌ تمامی‌ قوم‌ گفت‌:

  11. «یهوه‌ صبایوت‌ خدای‌ اسرائیل‌ چنین‌ می‌گوید: اینك‌ من‌ بر این‌ شهر و بر همه‌ قریه‌هایش‌، تمامی‌ بلایا را كه‌ درباره‌اش‌ گفته‌ام‌ وارد خواهم‌ آورد زیرا كه‌ گردن‌ خود را سخت‌ گردانیده‌، كلام‌ مرا نشنیدند.»

  12. و فشحور بن‌ امّیرِ كاهن‌ كه‌ ناظر اول‌ خانه خداوند بود، ارمیا نبی‌ را كه‌ به‌ این‌ امور نبوّت‌ می‌كرد شنید.

  13. پس‌ فشحور ارمیای‌ نبی‌ را زده‌، او را در كنده‌ای‌ كه‌ نزد دروازه‌ عالی‌ بنیامین‌ كه‌ نزد خانه‌ خداوند بود گذاشت‌.

  14. و در فردای‌ آن‌ روز فشحور ارمیا را از كنده‌ بیرون‌ آورد و ارمیا وی‌ را گفت‌: « خداوند اسم‌ تو را نه‌ فشحور بلكه‌ ماجور مسّابیب‌ خوانده‌ است‌.

  15. زیرا خداوند چنین‌ می‌گوید: اینك‌ من‌ تو را مورث‌ ترس‌ خودت‌ و جمیع‌ دوستانت‌ می‌گردانم‌ و ایشان‌ به‌ شمشیر دشمنان‌ خود خواهند افتاد و چشمانت‌ خواهد دید و تمامی‌ یهودا را به‌ دست‌ پادشاه‌ بابل‌ تسلیم‌ خواهم‌ كرد كه‌ او ایشان‌ را به‌ بابل‌ به‌ اسیری‌ برده‌، ایشان‌ را به‌ شمشیر به‌ قتل‌ خواهد رسانید.

  16. و تمامی‌ دولت‌ این‌ شهر و تمامی‌ مشقّت‌ آن‌ را و جمیع‌ نفایس‌ آن‌ را تسلیم‌ خواهم‌ كرد و همه‌ خزانه‌های‌ پادشاهان‌ یهودا را به‌ دست‌ دشمنان‌ ایشان‌ خواهم‌ سپرد كه‌ ایشان‌ را غارت‌ كرده‌ و گرفتار نموده‌، به‌ بابل‌ خواهند برد.

  17. ای‌ خداوند مرا فریفتی‌ پس‌ فریفته‌ شدم‌. از من‌ زورآورتر بودی‌ و غالب‌ شدی‌. تمامی‌ روز مضحكه‌ شدم‌ و هر كس‌ مرا استهزا می‌كند.

  18. زیرا هر گاه‌ می‌خواهم‌ تكلّم‌ نمایم‌ ناله‌ می‌كنم‌ و به‌ ظلم‌و غارت‌ ندا می‌نمایم‌. زیرا كلام‌ خداوند تمامی‌ روز برای‌ من‌ موجب‌ عار و استهزا گردیده‌ است‌.

  19. پس‌ گفتم‌ كه‌ او را ذكر نخواهم‌ نمود و بار دیگر به‌ اسم‌ او سخن‌ نخواهم‌ گفت‌، آنگاه‌ در دل‌ من‌ مثل‌ آتش‌ افروخته‌ شد و در استخوانهایم‌ بسته‌ گردید و از خودداری‌ خسته‌ شده‌، باز نتوانستم‌ ایستاد.

  20. لیكن‌ خداوند با من‌ مثل‌ جبّار قاهر است‌ از این‌ جهت‌ ستمكاران‌ من‌ خواهند لغزید و غالب‌ نخواهند آمد و چونكه‌ به‌ فطانت‌ رفتار ننمودند به‌ رسوایی‌ ابدی‌ كه‌ فراموش‌ نخواهند شد بی‌نهایت‌ خجل‌ خواهند گردید.

  21. امّا ای‌ یهوه‌ صبایوت‌ كه‌ عادلان‌ را می‌آزمایی‌ و گُرده‌ها و دلها را مشاهده‌ می‌كنی‌، بشود كه‌ انتقام‌ تو را از ایشان‌ ببینم‌ زیرا كه‌ دعوی‌ خویش‌ را نزد تو كشف‌ نمودم‌.

  22. برای‌ خداوند بسرایید و خداوند را تسبیح‌ بخوانید زیرا كه‌ جان‌ مسكینان‌ را از دست‌ شریران‌ رهایی‌ داده‌ است‌.

  23. و آنكس‌ مثل‌ شهرهایی‌ كه‌ خداوند آنها را شفقت‌ ننموده‌ واژگون‌ ساخت‌ بشود و فریادی‌ در صبح‌ و نعره‌ای‌ در وقت‌ ظهر بشنود.

  24. كلامی‌ كه‌ به‌ ارمیا از جانب‌ خداوند نازل‌شد وقتی‌ كه‌ صدقیا پادشاه‌، فشحور بن‌ مِلْكیا و صَفَنیا ابن‌ مَعَسیای‌ كاهن‌ را نزد وی‌ فرستاده‌، گفت‌:

  25. «برای‌ ما از خداوند مسألت‌ نما زیرا كه‌ نبوكدرصّر پادشاه‌ بابل‌ با ما جنگ‌ می‌كند شاید كه‌ خداوند موافق‌ كارهای‌ عجیب‌ خود با ما عمل‌ نماید تا او از ما برگردد.»