Skip to content

Bichri

8 آیه · 1 عضو خانواده

آیاتی که از Bichri نام می‌برند

  1. و اتفاقاً مرد بلّیعال‌، مسمّی‌ به‌ شَبَع‌ بن بِكْری‌ بنیامینی‌ در آنجا بود و كَرِنّا را نواخته‌، گفت‌ كه‌ «ما را در داود حصه‌ای‌ نیست‌، و برای‌ ما در پسر یسّا نصیبی‌ نی‌، ای‌ اسرائیل‌! هركس‌ به‌ خیمۀ خود برود.»

  2. و تمامی‌ مردان‌ اسرائیل‌ از متابعت‌ داود به‌ متابعت‌ شَبَع‌ ابن‌ بِكْری‌ برگشتند، اما مردان‌ یهودا از اُرْدُن‌ تا اورشلیم‌، پادشاه‌ را ملازمت‌ نمودند.

  3. و داود به‌ اَبیشای‌ گفت‌: «الا´ن‌ شَبَع‌ بن‌ بِكْری‌ بیشتر از اَبْشالوم‌ به‌ ما ضرر خواهد رسانید؛ پس‌ بندگان‌ آقایت‌ را برداشته‌، او را تعاقب‌ نما مبادا شهرهای‌ حصاردار برای‌ خود پیدا كند و از نظر ما رهایی‌ یابد.»

  4. و كسان‌ یوآب‌ و كِریتیان‌ و فلیتیان‌ و جمیع‌ شجاعان‌ از عقب‌ او بیرون‌ رفتند، و به‌ جهت‌ تعاقب‌ نمودن‌ شَبَع‌ بن‌ بِكْری‌ از اورشلیم‌ روانه‌ شدند.

  5. و عَماسا به‌ شمشیری‌ كه‌ در دست‌ یوآب‌ بود، اعتنا ننمود. پس‌ او آن‌ را به‌ شكمش‌ فرو برد كه‌ احشایش‌ به‌ زمین‌ ریخت‌ و او را دوباره‌ نزد و مرد. و یوآب‌ و برادرش‌ ابیشای‌ شَبَع‌ بن‌ بِكْری‌ را تعاقب‌ نمودند.

  6. پس‌ چون‌ از میان‌ راه‌ برداشته‌ شد، جمیع‌ مردان‌ در عقب‌ یوآب‌ رفتند تا شَبَع‌ بن‌ بِكْری‌ را تعاقب‌ نمایند.

  7. كار چنین‌ نیست‌، بلكه‌ شخصی‌ مسمّی‌ به‌ شَبَع‌ بن‌ بِكْری‌ از كوهستان‌ افرایم‌ دست‌ خود را بر داود پادشاه‌ بلند كرده‌ است‌. او را تنها بسپارید و از نزد شهر خواهم‌ رفت‌.» زن‌ در جواب‌ یوآب‌ گفت‌: «اینك‌ سر او را از روی‌ حصار نزد تو خواهند انداخت‌.»

  8. پس‌ آن‌ زن‌ به‌ حكمت‌ خود نزد تمامی‌ قوم‌ رفت‌ و ایشان‌ سر شَبَع‌ بن‌ بِكْری‌ را از تن‌ جدا كرده‌، نزد یوآب‌ انداختند و او كَرِنّا را نواخته‌، ایشان‌ از نزد شهر، هر كس‌ به‌ خیمۀ خود متفرّق‌ شدند. و یوآب‌ به‌ اورشلیم‌ نزد پادشاه‌ برگشت‌.