مزامیر۸۰
Listen to this chapter
0:00
0:00
۱
{برای سالار مغنیان. شهادتی بر سوسنها. مزمور آساف} ای شبانِ اسرائیل بشنو! ای که یوسف را مثل گله رعایت میکنی! ای که بر کروبیین جلوس نمودهای، تجلی فرما!
۲
به حضور افرایم و بنیامین و مَنَسی، توانایی خود را برانگیز و برای نجات ما بیا!
۳
ای خدا ما را باز آور و روی خود را روشن کن تا نجات یابیم!
۴
ای یهوه، خدای صبایوت، تا به کی به دعای قوم خویش غضبناک خواهی بود،
۵
نان ماتم را بدیشان میخورانی و اشکهای بیاندازه بدیشان مینوشانی؟
۶
ما را محل منازعهٔ همسایگان ما ساختهای و دشمنان ما در میان خویش استهزا مینمایند.
۷
ای خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن کن تا نجات یابیم!
۸
مَوی را ازمصر بیرون آوردی. امّتها را بیرون کرده، آن را غرس نمودی.
۹
پیش روی آن را وسعت دادی. پس ریشهٔٔ خود را نیکو زده، زمین را پر ساخت.
۱۰
کوهها به سایهاش پوشانیده شد و سروهای آزاد خدا به شاخههایش.
۱۱
شاخههای خود را تا به دریا پهن کرد و فرعهای خویش را تا به نهر.
۱۲
پس چرا دیوارهایش را شکستهای که هر راهگذری آن را میچیند؟
۱۳
گرازهای جنگل آن را ویران میکنند و وحوش صحرا آن را میچرند.
۱۴
ای خدای لشکرها رجوع کرده، از آسمان نظر کن و ببین و از این مَوْ تفقد نما
۱۵
و از این نهالی که دست راست تو غرس کرده است و از آن پسری که برای خویشتن قوی ساختهای!
۱۶
مثل هیزم در آتش سوخته شده و از عتاب روی تو تباه گردیدهاند!
۱۷
دست تو بر مرد دست راست تو باشد و بر پسر آدم که او را برای خویشتن قوی ساختهای.
۱۸
و ما از تو رو نخواهیم تافت. ما را حیات بده تا نام تو را بخوانیم.
۱۹
ای یهوه، خدای لشکرها ما را بازآور و روی خود را روشن ساز تا نجات یابیم.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note