- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
ارمیا۱
Listen to this chapter
0:00
0:00
نبی و زمان خدمت او
۱
كلام ارمیا ابن حلقیا از كاهنانی كه درعناتوت در زمین بنیامین بودند،
۲
كه كلام خداوند در ایام یوشیا ابن آمون پادشاه یهودا در سال سیزدهم از سلطنت او بر وی نازل شد،
۳
و در ایام یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا تا آخر سال یازدهم صدقیا ابن یوشیا پادشاه یهودا نازل میشد تا زمانی كه اورشلیم در ماه پنجم به اسیری برده شد.
دعوت ارمیا
۴
پس كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
۵
«قبل از آنكه تو را در شكم صورت بندم تو را شناختم و قبل از بیرون آمدنت از رحم تو را تقدیس نمودم و تو را نبی امّتها قرار دادم.»
۶
پس گفتم: «آه ای خداوند یهوه اینك من تكلّم كردن را نمیدانم چونكه طفل هستم.»
۷
اما خداوند مرا گفت: «مگو من طفل هستم، زیرا هر جایی كه تو را بفرستم خواهی رفت و بهر چه تو را امر فرمایم تكلّم خواهی نمود.
۸
از ایشان مترس زیرا خداوند میگوید: من با تو هستم و تو را رهایی خواهم داد.»
۹
آنگاه خداوند دست خود را دراز كرده، دهان مرا لمس كرد و خداوند به من گفت: «اینك كلام خود را در دهان تو نهادم.
۱۰
بدان كه تو را امروز بر امّتها و ممالك مبعوث كردم تا از ریشه بركنی و منهدم سازی و هلاك كنی و خراب نمایی و بنا نمایی و غرس كنی.»
دو رؤیای داوری قریبالوقوع
۱۱
پس كلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «ای ارمیا چه میبینی؟ گفتم: «شاخهای از درخت بادام میبینم.»
۱۲
خداوند مرا گفت: «نیكو دیدی زیرا كه من بر كلام خود دیدهبانی میكنم تا آن را به انجام رسانم.»
۱۳
پس كلام خداوند بار دیگر به من رسیده، گفت: «چه چیز میبینی؟» گفتم: «دیگی جوشنده میبینم كه رویش از طرف شمال است.»
۱۴
و خداوند مرا گفت: «بلایی از طرف شمال بر جمیع سكنه این زمین منبسط خواهد شد.
۱۵
زیرا خداوند میگوید اینك من جمیع قبایل ممالك شمالی را خواهم خواند و ایشان آمده، هر كس كرسی خود را در دهنه دروازه اورشلیم و بر تمامی حصارهایش گرداگرد و به ضدّ تمامی شهرهای یهودا برپا خواهد داشت.
۱۶
و بر ایشان احكام خود را درباره همه شرارتشان جاری خواهم ساخت چونكه مرا ترك كردند و برای خدایان غیر بخور سوزانیدند و اعمال دستهای خود را سجده نمودند.
مأموریت و وعدۀ حمایت
۱۷
پس تو كمر خود را ببند و برخاسته، هر آنچه را من به تو امر فرمایم به ایشان بگو و از ایشان هراسان مباش، مبادا تو را پیش روی ایشان مشوّش سازم.
۱۸
زیرا اینك من تو را امروز شهر حصاردار و ستون آهنین و حصارهای برنجین به ضدّ تمامی زمین برای پادشاهان یهودا و سروران و كاهنانش و قوم زمین ساختم.
۱۹
و ایشان با تو جنگ خواهند كرد اما بر تو غالب نخواهند آمد، زیرا خداوندمیگوید: من با تو هستم و تو را رهایی خواهم داد.»
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Reading Width chars
Options
Study Note