مکاشفه ۲۲:۱-۱۴
۱
و نهری از آب حیات به من نشان داد که درخشنده بود، مانند بلّور و از تخت خدا و برّه جاری میشود.
۲
و در وسط شارعِ عامِّ آن و بر هر دو کناره نهر، درخت حیات را که دوازده میوه میآوَرَد، یعنی هر ماه میوهٔ خود را میدهد؛ و برگهای آن درخت برای شفای امّتها میباشد.
۳
و دیگر هیچ لعنت نخواهد بود و تختخدا و برّه در آن خواهد بود و بندگانش او را عبادت خواهند نمود.
۴
و چهره او را خواهند دید و اسم وی بر پیشانیِ ایشان خواهد بود.
۵
و دیگر شب نخواهد بود و احتیاج به چراغ و نور آفتاب ندارند، زیرا خداوند خدا بر ایشان روشنایی میبخشد و تا ابدالآباد سلطنت خواهند کرد.
۶
و مرا گفت، این کلامْ امین و راست است و خداوند خدای ارواحِ انبیا، فرشته خود را فرستاد تا به بندگان خود آنچه را که زود میباید واقع شود، نشان دهد.
۷
و اینک، به زودی میآیم. خوشابحال کسی که کلام نبوّت این کتاب را نگاه دارد.
۸
و من، یوحنّا، این امور را شنیدم و دیدم و چون شنیدم و دیدم، افتادم تا پیش پایهای آن فرشتهای که این امور را به من نشان داد سجده کنم.
۹
او مرا گفت، زنهار نکنی، زیرا که همخدمت با تو هستم و با انبیا یعنی برادرانت و با آنانی که کلام این کتاب را نگاه دارند. خدا را سجده کن.
۱۰
و مرا گفت، کلام نبوّت این کتاب را مُهر مکن زیرا که وقت نزدیک است.
۱۱
هر که ظالم است، باز ظلم کند و هر که خبیث است، باز خبیث بماند و هر که عادل است، باز عدالت کند و هر که مقدّس است، باز مقدّس بشود.
۱۲
و اینک، به زودی میآیم و اجرت من با من است تا هر کسی را بحسب اعمالش جزا دهم.
۱۳
من الف و یاء و ابتدا و انتها و اوّل و آخر هستم.
۱۴
خوشابحال آنانی که رختهای خود را میشویند تا بر درخت حیات اقتدار یابند و بهدروازههای شهر درآیند،
Settings