Skip to content
یوشع ۸:۱-۲۲

یوشع ۸:۱-۲۲

۱
و خداوند به‌ یوشع‌ گفت‌: «مترس‌ و هراسان مباش‌. تمامی‌ مردان‌ جنگی‌ را با خود بردار و برخاسته‌، به‌ عای‌ برو. اینك‌ مَلِك‌ عای‌ و قوم‌ او و شهرش‌ و زمینش‌ را به‌ دست‌ تو دادم‌.
۲
و به‌ عای‌ و ملكش‌ به‌ طوری‌ كه‌ به‌ اریحا و ملكش‌ عمل‌ نمودی‌ بكن‌، لیكن‌ غنیمتش‌ را با بهایمش‌ برای‌ خود به‌ تاراج‌ گیرید و در پشت‌ شهر كمین‌ ساز.»
۳
پس‌ یوشع‌ و جمیع‌ مردان‌ جنگی‌ برخاستند تا به‌ عای‌ بروند. و یوشع‌ سی‌ هزار نفر از مردان‌ دلاور انتخاب‌ كرده‌، ایشان‌ را در شب‌ فرستاد.
۴
و ایشان‌ را امر فرموده‌، گفت‌: «اینك‌ شما برای‌ شهر در كمین‌ باشید، یعنی‌ از پشت‌ شهر و از شهر بسیار دور مروید، و همۀ شما مستعد باشید.
۵
و من‌ و تمام‌ قومی‌ كه‌ با منند، نزدیك‌ شهر خواهیم‌ آمد، و چون‌ مثل‌ دفعۀ اول‌ به‌ مقابله‌ ما بیرون‌ آیند، از پیش‌ ایشان‌ فرار خواهیم‌ كرد.
۶
و ما را تعاقب‌ خواهند كرد تا ایشان‌ را از شهر دور سازیم‌، زیرا خواهند گفت‌ كه‌ مثل‌ دفعۀ اول‌ از حضور ما فرار می‌كنند؛ پس‌ از پیش‌ ایشان‌ خواهیم‌ گریخت‌.
۷
آنگاه‌ از كمین‌گاه‌ برخاسته‌، شهر را به‌ تصرف‌ آورید، زیرا یهُوَه‌، خدای‌ شما آن‌ را به‌ دست‌ شما خواهد داد.
۸
و چون‌ شهر را گرفته‌ باشید، پس‌ شهر را به‌ آتش‌ بسوزانید و موافق‌ سخن‌ خداوند به‌ عمل‌ آورید. اینك‌ شما را امر نمودم‌.»
۹
پس‌ یوشع‌ ایشان‌ را فرستاد و به‌ كمین‌گاه‌ رفته‌، در میان‌ بیت‌ئیل‌ و عای‌ به‌ طرف‌ غربی‌ عای‌ ماندند و یوشع‌آن‌ شب‌ را در میان‌ قوم‌ بسر برد.
۱۰
و یوشع‌ بامدادان‌ بزودی‌ برخاسته‌، قوم‌ را صف‌آرایی‌ نمود، و او با مشایخ‌ اسرائیل‌ پیش‌ روی‌ قوم‌ بسوی‌ عای‌ روانه‌ شدند.
۱۱
و تمامی‌ مردان‌ جنگی‌ كه‌ با وی‌ بودند روانه‌ شده‌، نزدیك‌ آمدند و در مقابل‌ شهر رسیده‌، به‌ طرف‌ شمال‌ عای‌ فرود آمدند. و در میان‌ او و عای‌ وادی‌ای‌ بود.
۱۲
و قریب‌ به‌ پنج‌ هزار نفر گرفته‌، ایشان‌ را در میان‌ بیت‌ئیل‌ و عای‌ به‌ طرف‌ غربی‌ شهر در كمین‌ نهاد.
۱۳
پس‌ قوم‌، یعنی‌ تمامی‌ لشكر كه‌ به‌ طرف‌ شمالی‌ شهر بودند و آنانی‌ را كه‌ به‌ طرف‌ غربی‌ شهر در كمین‌ بودند قرار دادند؛ و یوشع‌ آن‌ شب‌ در میان‌ وادی‌ رفت‌.
۱۴
و چون‌ ملك‌ عای‌ این‌ را دید او و تمامی‌ قومش‌ تعجیل‌ نموده‌، به‌ زودی‌ برخاستند، و مردان‌ شهر به‌ مقابلۀ بنی‌اسرائیل‌ برای‌ جنگ‌ به‌ جای‌ معین‌ پیش‌ عربه‌ بیرون‌ رفتند؛ و او ندانست‌ كه‌ در پشت‌ شهر برای‌ وی‌ در كمین‌ هستند.
۱۵
و یوشع‌ و همۀ اسرائیل‌ خود را از حضور ایشان‌ منهزم‌ ساخته‌، به‌ راه‌ بیابان‌ فرار كردند.
۱۶
و تمامی‌ قومی‌ را كه‌ در شهر بودند ندا در دادند تا ایشان‌ را تعاقب‌ كنند. پس‌ یوشع‌ را تعاقب‌ نموده‌، از شهر دور شدند.
۱۷
و هیچكس‌ در عای‌ و بیت‌ئیل‌ باقی‌ نماند كه‌ از عقب‌ بنی‌اسرائیل‌ بیرون‌ نرفت‌، و دروازه‌های‌ شهر را باز گذاشته‌، اسرائیل‌ را تعاقب‌ نمودند.
۱۸
و خداوند به‌ یوشع‌ گفت‌: «مزراقی‌ كه‌ در دست‌ توست‌، بسوی‌ عای‌ دراز كن‌، زیرا آن‌ را به‌ دست‌ تو دادم‌؛ و یوشع‌، مزراقی‌ را كه‌ به‌ دست‌ خود داشت‌ به‌ سوی‌ شهر دراز كرد.
۱۹
و آنانی‌ كه‌ در كمین‌ بودند، بزودی‌ از جای‌ خود برخاستند و چون‌ او دست‌ خود را دراز كرد، دویدند و داخل‌ شهر شده‌، آن‌ را گرفتند و تعجیل‌ نموده‌، شهر رابه‌ آتش‌ سوزانیدند.
۲۰
و مردان‌ عای‌ بر عقب‌ نگریسته‌، دیدند كه‌ اینك‌ دود شهر بسوی‌ آسمان‌ بالا می‌رود. پس‌ برای‌ ایشان‌ طاقت‌ نماند كه‌ به‌ این‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ بگریزند. و قومی‌ كه‌ به‌ سوی‌ صحرا می‌گریختند بر تعاقب‌كنندگان‌ خود برگشتند.
۲۱
و چون‌ یوشع‌ و تمامی‌ اسرائیل‌ دیدند كه‌ آنانی‌ كه‌ در كمین‌ بودند، شهر را گرفته‌اند و دود شهر بالا می‌رود، ایشان‌ برگشته‌، مردان‌ عای‌ را شكست‌ دادند.
۲۲
و دیگران‌ به‌ مقابلۀ ایشان‌ از شهر بیرون‌ آمدند، و ایشان‌ در میان‌ اسرائیل‌ بودند. آنان‌ از یك‌ طرف‌ و اینان‌ از طرف‌ دیگر و ایشان‌ را می‌كشتند به‌ حدی‌ كه‌ كسی‌ از آنها باقی‌ نماند و نجات‌ نیافت‌.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options