Skip to content

آیات کتاب مقدس دربارهٔ Cushi

12 آیه · 3 جنبه

آیات کلیدی کتاب مقدس

  1. و یوآب‌ به‌ كُوشَی‌ گفت‌: برو و از آنچه‌ دیده‌ای‌ به‌ پادشاه‌ خبر برسان‌. و كوشی‌ یوآب‌ را تعظیم‌ نموده‌، دوید.

  2. و اخیمعص‌ بن‌ صادوق‌، بار دیگر به‌ یوآب‌ گفت‌: هرچه‌ بشود، ملتمس‌ اینكه‌ من‌ نیز در عقب‌ كوشی‌ بدوم‌. یوآب‌ گفت‌: ای‌ پسرم‌ چرا باید بدوی‌ چونكه‌ بشارت‌ نداری‌ كه‌ ببری‌؟

  3. گفت‌: هرچه‌ بشود، بدوم‌. او وی‌ را گفت‌:بدو. پس‌ اَخیمَعَص‌ به‌ راه‌ وادی‌ دویده‌، از كُوشَی‌ سبقت‌ جست‌.

  4. و داود در میان‌ دو دروازه‌ نشسته‌ بود و دیده‌بان‌ بر پشت‌بام‌ دروازه‌ به‌ حصار برآمد و چشمان‌ خود را بلند كرده‌، مردی‌ را دید كه‌ اینك‌ به‌ تنهایی‌ می‌دود.

  5. و دیده‌بان‌ آواز كرده‌، پادشاه‌ را خبر داد و پادشاه‌ گفت‌: اگر تنهاست‌، بشارت‌ می‌آورد. و او می‌آمد و نزدیك‌ می‌شد.

  6. و دیده‌بان‌، شخص‌ دیگر را دید كه‌ می‌دود و دیده‌بان‌ به‌ دربان‌ آواز داده‌، گفت‌: شخصی‌ به‌ تنهایی‌ می‌دود. و پادشاه‌ گفت‌: او نیز بشارت‌ می‌آورد.

  7. و دیده‌بان‌ گفت‌: دویدن‌ اولی‌ را می‌بینم‌ كه‌ مثل‌ دویدن‌ اَخیمَعَص‌ بن‌ صادوق‌ است‌. پادشاه‌ گفت‌: او مرد خوبی‌ است‌ و خبر خوب‌ می‌آورد.

  8. و اَخیمَعَص‌ ندا كرده‌، به‌ پادشاه‌ گفت‌: سلامتی‌ است‌. و پیش‌ پادشاه‌ رو به‌ زمین‌ افتاده‌، گفت‌: یهُوَه‌ خدای‌ تو متبارك‌ باد كه‌ مردمانی‌ كه‌ دست‌ خود را بر آقایم‌ پادشاه‌ بلند كرده‌ بودند، تسلیم‌ كرده‌ است‌.

  9. پادشاه‌ گفت‌: آیا اَبْشالوم‌ جوان‌ به‌ سلامت‌ است‌؟ و اَخیمَعَص‌ در جواب‌ گفت‌: چون‌ یوآب‌، بندۀ پادشاه‌ و بندۀ تو را فرستاد، هنگامۀ عظیمی‌ دیدم‌ اما ندانستم‌ كه‌ چه‌ بود.

  10. و پادشاه‌ گفت‌: بگرد و اینجا بایست‌. و او به‌ آن‌ طرف‌ شده‌، بایستاد.

  11. و اینك‌ كوشی‌ رسید و كوشی‌ گفت‌: برای‌ آقایم‌، پادشاه‌، بشارت‌ است‌، زیرا خداوند امروز انتقام‌ تو را از هر كه‌ با تو مقاومت‌ می‌نمود، كشیده‌ است‌.

  12. و پادشاه‌ به‌ كوشی‌ گفت‌: آیا اَبْشالوم‌ جوان‌ به‌ سلامت‌ است‌؟ كوشی‌ گفت‌: دشمنان‌ آقایم‌، پادشاه‌، و هر كه‌ برای‌ ضرر تو برخیزد، مثل‌ آن‌ جوان‌ باشد.