circa 6 BC – AD 30
The Life of Jesus
The eternal Son of God enters history: born in Bethlehem, baptized in the Jordan, crucified at Golgotha, raised on the third day.
آیات این دوره
- یوحنا ۱۱:۲۲حدود ۳۳ م.
ولیکن الآن نیز میدانم که هر چه از خدا طلب کنی، خدا آن را به تو خواهد داد.
- یوحنا ۱۱:۲۳حدود ۳۳ م.
عیسی بدو گفت، برادر تو خواهد برخاست.
- یوحنا ۱۱:۲۴حدود ۳۳ م.
مرتا به وی گفت، میدانم که در قیامت روز بازپسین خواهد برخاست.
- یوحنا ۱۱:۲۵حدود ۳۳ م.
عیسیبدو گفت، من قیامت و حیات هستم. هر که به من ایمان آورد، اگر مرده باشد، زنده گردد.
- یوحنا ۱۱:۲۶حدود ۳۳ م.
و هر که زنده بُوَد و به من ایمان آورد، تا به ابد نخواهد مرد. آیا این را باور میکنی؟
- یوحنا ۱۱:۲۷حدود ۳۳ م.
او گفت، بلی ای آقا، من ایمان دارم که تویی مسیح پسر خدا که در جهان آینده است.
- یوحنا ۱۱:۲۸حدود ۳۳ م.
و چون این را گفت، رفت و خواهر خود مریم را در پنهانی خوانده، گفت، استاد آمده است و تو را میخواند.
- یوحنا ۱۱:۲۹حدود ۳۳ م.
او چون این را بشنید، بزودی برخاسته، نزد او آمد.
- یوحنا ۱۱:۳۰حدود ۳۳ م.
و عیسی هنوز وارد ده نشده بود، بلکه در جایی بود که مرتا او را ملاقات کرد.
- یوحنا ۱۱:۳۱حدود ۳۳ م.
و یهودیانی که در خانه با او بودند و او را تسلّی میدادند، چون دیدند که مریم برخاسته، به تعجیل بیرون میرود، از عقب او آمده، گفتند، به سر قبر میرود تا در آنجا گریه کند.
- یوحنا ۱۱:۳۲حدود ۳۳ م.
و مریم چون به جایی که عیسی بود رسید، او را دیده، بر قدمهای او افتاد و بدو گفت، ای آقا اگر در اینجا میبودی، برادر من نمیمرد.
- یوحنا ۱۱:۳۳حدود ۳۳ م.
عیسی چون او را گریان دید و یهودیان را هم که با او آمده بودند گریان یافت، در روح خود به شدّت مکدّر شده، مضطرب گشت.
- یوحنا ۱۱:۳۴حدود ۳۳ م.
و گفت، او را کجا گذاردهاید؟ به او گفتند، ای آقا بیا و ببین.
- یوحنا ۱۱:۳۵حدود ۳۳ م.
عیسی بگریست.
- یوحنا ۱۱:۳۶حدود ۳۳ م.
آنگاه یهودیان گفتند، بنگرید چقدر او را دوست میداشت!
- یوحنا ۱۱:۳۷حدود ۳۳ م.
بعضی از ایشان گفتند، آیا این شخص که چشمان کور را باز کرد، نتوانست امر کند که این مرد نیز نمیرد؟
- یوحنا ۱۱:۳۸حدود ۳۳ م.
پس عیسی باز به شدّت در خود مکدّر شده، نزد قبر آمد و آن غاری بود، سنگی بر سرش گذارده.
- یوحنا ۱۱:۳۹حدود ۳۳ م.
عیسی گفت، سنگ را بردارید. مرتا خواهر میّت بدو گفت، ای آقا الآن متعفّن شده، زیرا که چهار روز گذشته است.
- یوحنا ۱۱:۴۰حدود ۳۳ م.
عیسی به ویگفت، آیا به تو نگفتم اگر ایمان بیاوری، جلال خدا را خواهی دید؟
- یوحنا ۱۱:۴۱حدود ۳۳ م.
پس سنگ را از جایی که میّت گذاشته شده بود برداشتند. عیسی چشمان خود را بالا انداخته، گفت، ای پدر، تو را شکر میکنم که سخن مرا شنیدی.
- یوحنا ۱۱:۴۲حدود ۳۳ م.
و من میدانستم که همیشه سخن مرا میشنوی؛ و لکن بجهت خاطر این گروه که حاضرند گفتم تا ایمان بیاورند که تو مرا فرستادی.
- یوحنا ۱۱:۴۳حدود ۳۳ م.
چون این را گفت، به آواز بلند ندا کرد، ای ایلعازر، بیرون بیا.
- یوحنا ۱۱:۴۴حدود ۳۳ م.
در حال آن مرده دست و پای به کفن بسته بیرون آمد و روی او به دستمالی پیچیده بود. عیسی بدیشان گفت، او را باز کنید و بگذارید برود. توطئه قتل عیسی
- یوحنا ۱۱:۴۵حدود ۳۳ م.
آنگاه بسیاری از یهودیان که با مریم آمده بودند، چون آنچه عیسی کرد دیدند، بدو ایمان آوردند.
- یوحنا ۱۱:۴۶حدود ۳۳ م.
ولیکن بعضی از ایشان نزد فریسیان رفتند و ایشان را از کارهایی که عیسی کرده بود آگاه ساختند.