Haran
36.8600, 39.0300 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Haran نام میبرند
پس تارح پسر خود ابرام، و نوادۀ خود لوط، پسر هاران، و عروس خود سارای، زوجۀ پسرش ابرام را برداشته، با ایشان از اور كلدانیانبیرون شدند تا به ارض كنعان بروند، و به حران رسیده، در آنجا توقف نمودند.
و مدت زندگانی تارح، دویست و پنج سال بود، و تارح در حران مرد.
پس ابرام، چنانكه خداوند بدو فرموده بود، روانه شد. و لوط همراه وی رفت. و ابرام هفتاد و پنج ساله بود، هنگامی كه از حَرّان بیرون آمد.
و ابرام زن خود سارای، و برادرزادۀ خود لوط، و همۀ اموال اندوختۀ خود را با اشخاصی كه در حران پیدا كرده بودند، برداشته، به عزیمت زمین كنعان بیرون شدند، و به زمین كنعان داخل شدند.
پس الا´ن ای پسرم سخن مرا بشنو و برخاسته، نزد برادرم، لابان، به حَرّان فرار كن.
و اما یعقوب، از بِئرشَبَع روانه شده، بسوی حران رفت.
یعقوب بدیشان گفت: «ای برادرانم از كجا هستید؟» گفتند: «ما از حرّانیم.»
آیا خدایان امّتهایـی كه پـدران من، ایشـان را هـلاك ساختند، مثل جوزان و حاران و رَصَف و بنیعـدن كه در تَلَسّار میباشنـد، ایشـان را نجـات دادنـد؟
و آیا خدایانامّتهایی كه پدران من آنها را هلاك ساختند مثل جوزان و حاران و رصف و بنی عدن كه در تلسّار میباشند ایشان را نجات دادند.
حرّان و كَنَّه و عَدَن و تجّار شبا و آشور و كِلْمَد سوداگران تو بودند.