God
آیاتی که از God نام میبرند
بلكه هر كه فخر نماید از این فخر بكند كه فهم دارد و مرا میشناسد كه من یهوه هستم كه رحمت و انصاف و عدالت را در زمین بجا میآورم زیرا خداوند میگوید در این چیزها مسرور میباشم.»
خداوند میگوید: «اینك اَیامی میآید كه نامختونان را با مختونان عقوبت خواهم رسانید.
ای خاندان اسرائیل كلامی را كه خداوند به شما میگوید بشنوید!
خداوند چنین میگوید: «طریق امّتها را یاد مگیرید و از علامات افلاك مترسید زیرا كه امّتها از آنها میترسند.
ای یهوه مثل تو كسی نیست! تو عظیم هستی و اسم تو در قوّت عظیم است!
ای پادشاه امّتها كیست كه از تو نترسد زیرا كه این به تو میشاید چونكه در جمیع حكیمان امّتها و در تمامی ممالك ایشان مانند تو كسی نیست.
امّا یهوه خدای حّق است و او خدای حی و پادشاه سرمدی میباشد. از غضب او زمین متزلزل میشود و امّتها قهر او را متحمّل نتوانند شد.
او زمین را به قوّت خود ساخت و ربع مسكون را به حكمت خویش استوار نمود و آسمان را به عقل خود گسترانید.
چون آواز میدهد غوغای آبها در آسمان پدید میآید. ابرها از اقصای زمین برمیآورد و برقها برای باران میسازد و باد را از خزانههای خود بیرون میآورد.
او كه نصیب یعقوب است مثل آنها نمیباشد. زیرا كه او سازنده همه موجودات است و اسرائیل عصای میراث وی است و اسم او یهوه صبایوت میباشد.
زیرا خداوند چنین میگوید: «اینك من این مرتبه ساكنان این زمین را از فلاخَن خواهم انداخت و ایشان را به تنگ خواهم آورد تا بفهمند.»
زیرا كه شبانان وحشی شدهاند و خداوند را طلب نمینمایند بنابراین كامیاب نخواهند شد و همه گلههای ایشان پراكنده خواهد گردید.
ای خداوند میدانم كه طریق انسان از آن او نیست و آدمی كه راه میرود قادر بر هدایت قدمهای خویش نمیباشد.
ای خداوند مرا تأدیب نما امّا به انصاف و نه به غضب خود مبادا مرا ذلیل سازی.
غضب خویش را بر امّتهایی كه تو را نمیشناسند بریز. و بر قبیلههایی كه اسم تو را نمیخوانند، زیرا كه ایشان یعقوب را خوردند و او را بلعیده، تباه ساختند و مسكن او را خراب نمودند.
این است كلامی كه از جانب خداوند به ارمیا نازل شده، گفت:
و تو به ایشان بگو یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید: ملعون باد كسی كه كلام این عهد را نشنود.
كه آن را به پدران شما در روزی كه ایشان را از زمین مصر از كوره آهنین بیرون آوردمامر فرموده، گفتم قول مرا بشنوید و موافق هر آنچه به شما امر بفرمایم آن را بجا بیاورید تا شما قوم من باشید و من خدای شما باشم.
و تا قَسَمی را كه برای پدران شما خوردم وفا نمایم كه زمینی را كه به شیر و عسل جاری است چنانكه امروز شده است به ایشان بدهم.» پس من در جواب گفتم: «ای خداوند آمین.»
پس خداوند مرا گفت: «تمام این سخنان را در شهرهای یهودا و كوچههای اورشلیم ندا كرده، بگو كه سخنان این عهد را بشنوید و آنها را بجا آورید.
زیرا از روزی كه پدران شما را از زمین مصر برآوردم تا امروز ایشان را تأكید سخت نمودم و صبح زود برخاسته، تأكید نموده، گفتم قول مرا بشنوید.
اما نشنیدند و گوش خود را فرا نداشتند بلكه پیروی سركشی دل شریر خود را نمودند. پس تمام سخنان این عهد را بر ایشان وارد آوردم چونكه امر فرموده بودم كه آن را وفا نمایند اما وفا ننمودند.»
و خداوند مرا گفت: «فتنهای در میان مردان یهودا و ساكنان اورشلیم پیدا شده است.
به خطایای پدران پیشین خود كه از شنیدن این سخنان ابا نمودند برگشتند و ایشان خدایان غیر را پیروی نموده، آنها را عبادت نمودند. و خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهدی را كه با پدران ایشان بسته بودم شكستند.»
بنابراین خداوند چنین میگوید: «اینك من بلایی را كه از آن نتوانند رَست بر ایشان خواهم آورد. و نزد من استغاثه خواهند كرد امّا ایشان را اجابت نخواهم نمود.