مرقس ۱۶:۱-۱۴
۱
پس چون سَبَّت گذشته بود، مریممجدلیّه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند.
۲
و صبح روز یکشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاببر سر قبر آمدند.
۳
و با یکدیگر میگفتند، کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟
۴
چون نگریستند، دیدند که سنگ غلطانیده شده است زیرا بسیار بزرگ بود.
۵
و چون به قبر درآمدند، جوانی را که جامهای سفید دربرداشت بر جانب راست نشسته دیدند. پس متحیّر شدند.
۶
او بدیشان گفت، ترسان مباشید! عیسی ناصری مصلوب را میطلبید؟ او برخاسته است! در اینجا نیست. آن موضعی را که او را نهاده بودند، ملاحظه کنید.
۷
لیکن رفته، شاگردان او و پطرس را اطّلاع دهید که پیش از شما به جلیل میرود. او را در آنجا خواهید دید، چنانکه به شما فرموده بود.
۸
پس بزودی بیرون شده از قبر گریختند زیرا لرزه و حیرت ایشان را فرو گرفته بود و به کسی هیچ نگفتند زیرا میترسیدند.
۹
و صبحگاهان، روز اوّلِ هفته چون برخاسته بود، نخستین به مریم مجدلیّه که از او هفت دیو بیرون کرده بود ظاهر شد.
۱۰
و او رفته اصحاب او را که گریه و ماتم میکردند خبر داد.
۱۱
و ایشان چون شنیدند که زنده گشته و بدو ظاهر شده بود، باور نکردند.
۱۲
و بعد از آن به صورت دیگر به دو نفر از ایشان در هنگامی که به دهات میرفتند، هویدا گردید.
۱۳
ایشان رفته، دیگران را خبر دادند، لیکنایشان را نیز تصدیق ننمودند.
۱۴
و بعد از آن بدان یازده هنگامی که به غذا نشسته بودند ظاهر شد و ایشان را بهسبب بیایمانی و سخت دلی ایشان توبیخ نمود زیرا به آنانی که او را برخاسته دیده بودند، تصدیق ننمودند.
متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی