Skip to content
مرقس ۱۴:۶۶

مرقس ۱۴:۶۶

نمایش آیهٔ ۶۶ همراه با بافت پیرامون.
۶۳
آنگاه رئیس کهنه جامه خود را چاک زده، گفت، دیگر چه حاجت به شاهدان داریم؟
۶۴
کفر او را شنیدید! چه مصلحت می‌دانید؟ پس همه بر او حکم کردند که مستوجب قتل است.
۶۵
و بعضی شروع نمودند به آب دهان بر وی انداختن و روی او را پوشانیده، او را میزدند و می‌گفتند، نبوّت کن. و ملازمان او را میزدند.
۶۶
و در وقتی که پطرس در ایوان پایین بود،یکی از کنیزان رئیس کهنه آمد
۶۷
و پطرس را چون دید که خود را گرم می‌کند، بر او نگریسته، گفت، تو نیز با عیسی ناصری می‌بودی؟
۶۸
او انکار نموده، گفت، نمی‌دانم و نمی‌فهمم که تو چه می‌گویی! و چون بیرون به دهلیز خانه رفت، ناگاه خروس بانگ زد.
۶۹
و بار دیگر آن کنیزک او را دیده، به حاضرین گفتن گرفت که این شخص از آنها است!
Settings

Reading style

Typeface

Font size 19px

Reading width 90 chars

Options