Skip to content
لوقا ۱۹:۳۴-۴۱

لوقا ۱۹:۳۴-۴۱

۳۴
گفتند، خداوند او را لازم دارد.
۳۵
پس او را به نزد عیسی آوردند و رخت خود را بر کره افکنده، عیسی را سوار کردند.
۳۶
و هنگامی که او می‌رفت جامه‌های خود را در راه می‌گستردند.
۳۷
و چون نزدیک به سرازیری کوه زیتون رسید، تمامی شاگردانش شادی کرده، به آواز بلند خدا را حمد گفتن شروع کردند، به‌سبب همهٔٔ قوّاتی که از او دیده بودند.
۳۸
و می‌گفتند، مبارک باد آن پادشاهی که می‌آید به نام خداوند؛ سلامتی در آسمان و جلال در اعلیٰعّلّیین باد.
۳۹
آنگاه بعضی از فریسیان از آن میان بدو گفتند، ای استاد شاگردان خود را نهیب نما.
۴۰
او در جواب ایشان گفت، به شما می‌گویم اگر اینها ساکت شوند، هرآینه سنگها به صدا آیند.
۴۱
و چون نزدیک شده، شهر را نظاره کرد بر آن گریان گشته،
Settings

Reading style

Typeface

Font size 19px

Reading width 75 chars

Options