- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Shaphan
آیات کلیدی کتاب مقدس
و پادشاه، حِلْقیای كاهن و اخیقام بن شافان و عَكْبُور بن میكایا و شافانِ كاتب و عَسایا، خادم پادشاه را امر فرموده، گفت:
و اما قومی كه در زمین یهودا باقی ماندند و نَبُوكَدْنَصَّر، پادشاه بابل ایشان را رها كرده بود، پس جَدَلْیا ابن اخیقام بن شافان را بر ایشان گماشت.
و پادشاه، حلقیای كاهن و اخیقام بن شافان و عَبْدون بن میكا و شافان كاتب و عسایا خادم پادشاه را امر فرموده، گفت:
لیكن دست اَخیقام بن شافان با ارمیا بود تا او را به دست قوم نسپارند كه او را به قتل رسانند.
(پس آن را) به دست اَلعاسَه بن شافان و جَمَریا ابن حِلقیا كه صدقیا پادشاه یهودا ایشان را نزد نبوكدنصّر پادشاه بابل به بابل فرستاد (ارسال نموده)، گفت:
و ارسال نموده، ارمیا را از صحن زندان برداشتند و او را به جَدَلْیا ابن اَخیقام بن شافان سپردند تا او را به خانه خود ببرد. پس در میان قوم ساكن شد.
و وقتی كه او هنوز برنگشته بود (وی را گفت): «نزد جدلیا ابن اخیقام بن شافان كه پادشاه بابل او را بر شهرهای یهودا نصب كرده است برگرد و نزد او در میان قوم ساكن شو یا هر جایی كه میخواهی بروی، برو.» پس رئیس جلاّدان او را توشه راه و هدیه داد و او را رها نمود.
و جدلیا ابن اخیقام بن شافان برای ایشان و كسان ایشان قسم خورده، گفت: «از خدمت نمودن به كلدانیان مترسید. در زمین ساكنشوید و پادشاه بابل را بندگی نمایید و برای شما نیكو خواهد شد.
و نیز چون تمامی یهودیانی كه در موآب و در میان بنیعّمون و در ادوم و سایر ولایات بودند شنیدند كه پادشاه بابل، بقیهای از یهود را واگذاشته و جدلیا ابن اخیقام بن شافان را بر ایشان گماشته است،
و اسماعیل بن نَتَنْیا و آن ده نفر كه همراهش بودند برخاسته، جدلیا ابن اخیقام بن شافان را به شمشیر زدند و او را كه پادشاه بابل به حكومت زمین نصب كرده بود كشت.
یعنی مردان و زنان و اطفال و دختران پادشاه و همه كسانی را كه نبوزردان رئیس جلاّدان، به جدلیا ابن اخیقام بن شافان سپرده بود و ارمیای نبی و باروك بن نیریا را.
وهفتاد نفر از مشایخ خاندان اسرائیل پیش آنها ایستاده بودند و یازنیا ابن شافان در میان ایشان ایستاده بود و هركس مجمرهای در دست خود داشت و بوی ابر بخور بالا میرفت.