- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Betting
آیات کلیدی کتاب مقدس
و شَمْشُون به ایشان گفت: «معمایی برای شما میگویم، اگر آن را برای من در هفت روز مهمانی حل كنید و آن را دریافت نمایید، به شما سی جامۀ كتان و سی دست رخت میدهم.
و اگر آن را برای من نتوانید حل كنید، آنگاه شما سی جامۀ كتان و سی دست رخت به من بدهید.» ایشان به وی گفتند: معمای خود را بگو تا آن را بشنویم.
به ایشان گفت: از خورنده خوراك بیرون آمد، و از زورآور شیرینی بیرون آمد. و ایشان تا سه روز معما را نتوانستند حل كنند.
و واقع شد كه در روز هفتم به زن شَمْشون گفتند: شوهر خود را ترغیب نما تا معمای خود را برای ما بیان كند، مبادا تو را و خانۀ پدر تو را به آتش بسوزانیم. آیا ما را دعوت كردهاید تا ما را تاراج نمایید یا نه؟
پس زن شَمْشُون پیش او گریسته، گفت: به درستی كه مرا بغض مینمایی و دوست نمیداری زیرا معمایی به پسران قوم من گفتهای و آن را برای من بیان نكردی. او وی را گفت: اینك برای پدر و مادر خود بیان نكردم؛ آیا برای تو بیان كنم؟
و در هفت روزی كه ضیافت ایشان میبود پیش او میگریست، و واقع شد كه در روز هفتم چونكه او را بسیار الحاحمینمود، برایش بیان كرد و او معما را به پسران قوم خود گفت.
و در روز هفتم مردان شهر پیش از غروب آفتاب به وی گفتند كه چیست شیرینتر از عسل و چیست زورآورتر از شیر. او به ایشان گفت: اگر با گاو من خیش نمیكردید، معمای مرا دریافت نمینمودید.
و روح خداوند بر وی مستقر شده، به اَشْقَلون رفت و از اهل آنجا سی نفر را كشت، و اسباب آنها را گرفته، دستههای رخت را به آنانی كه معما را بیان كرده بودند، داد و خشمش افروخته شده، به خانۀ پدر خود برگشت.