- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Jabesh-gilead
32.3700, 35.6100 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Jabesh-gilead نام میبرند
و گفتند: «كدام یك از اسباط اسرائیل است كه به حضور خداوند به مِصْفَه نیامدهاست؟» و اینك از یابیش جِلْعاد كسی به اردو و جماعت نیامده بود.
زیرا چون قوم شمرده شدند، اینك از ساكنان یابیش جِلْعاد احدی در آنجا نبود.
پس جماعت دوازده هزار نفر از شجاعترین قوم را به آنجا فرستاده، و ایشان را امر كرده، گفتند: «بروید و ساكنان یابیش جِلْعاد را با زنان و اطفال به دم شمشیر بكشید.
و در میان ساكنان یابیش جِلْعاد چهارصد دختر باكره كه با ذكوری نخوابیده و مردی را نشناخته بودند یافتند، و ایشان را به اردو در شیلوه كه در زمین كنعان است، آوردند.
و در آن وقت بنیامینیان برگشتند و دخترانی را كه از زنان یابیش جِلْعاد زنده نگاه داشته بودند به ایشان دادند، و باز ایشان را كفایت نكرد.
و ناحاش عَمّونی برآمده، در برابر یابیش جِلْعاد اُردو زد؛ و جمیع اهل یابیش به ناحاش گفتند: «با ما عهد ببند و تو را بندگی خواهیم نمود.»
پس به رسولانی كه آمده بودند گفتند: «به مردمان یابیش جِلْعاد چنین گویید: فردا وقتی كه آفتاب گرم شود، برای شما خلاصی خواهد شد.» و رسولان آمده، به اهل یابیش خبر دادند، پس ایشان شاد شدند.
و چون ساكنان یابیش جِلْعاد، آنچه را كه فلسطینیان به شاؤل كرده بودند شنیدند،
و مردان یهودا آمده، داود را در آنجا مسح كردند، تا بر خاندان یهودا پادشاه شود. و به داود خبر داده، گفتند كه «اهل یابیش جِلْعاد بودند كه شاؤل را دفن كردند.»
پس داود قاصدان نزد اهل یابیش جِلْعاد فرستاده، به ایشان گفت: «شما از جانب خداوند مبارك باشید زیرا كه این احسان را به آقای خود شاؤل نمودید و او را دفن كردید.
پس داود رفته، استخوانهای شاؤل و استخوانهای پسرش، یوناتان را از اهل یابیش جِلْعاد گرفت كه ایشان آنها را از شارع عام بَیتْشان دزدیده بودند، جایی كه فلسطینیان آنها را آویخته بودند در روزی كه فلسطینیان شاؤل را در جِلْبُوع كشته بودند.
و چون تمامی اهل یابیش جِلْعاد آنچه را كه فلسطینیان به شاؤل كرده بودند شنیدند،