God
آیاتی که از God نام میبرند
پس حَجَّی تكلّم نموده، گفت: خداوند میفرماید این قوم همچنین هستند و این امّت به نظر من همچنین میباشند و همه اعمال دستهای ایشان چنین است و هر هدیهای كه در آنجا میبرند نجس میباشد.
و الا´ن دل خود را مشغول سازید از این روز و قبل از این، پیش از آنكه سنگی برسنگی در هیكل خداوند گذاشته شود.
و شما را و تمامی اعمال دستهای شما را به باد سموم و یرَقان و تگرگ زدم. لیكن خداوند میگوید بسوی من بازگشت ننمودید.
الا´ن دل خود را مشغول سازید از این روز به بعد، یعنی از روز بیست و چهارم ماه نهم، از روزی كه بنیاد هیكل خداوند نهاده شد، دل خود را مشغول سازید.
آیا تخم هنوز در انبار است و مَوْ و انجیر و انار و درخت زیتون هنوز میوه خود را نیاوردهاند؟ از این روز بركت خواهم داد.
و كلام خداوند بار دوّم در بیست و چهارم ماه بر حَجَّی نازل شده، گفت:
زَرُبّابِل والی یهودا را خطاب كرده، بگو: من آسمانها و زمین را متزلزل خواهم ساخت.
و كرسی ممالك راواژگون خواهم نمود و قوّت ممالك امّتها را هلاك خواهم ساخت و ارابهها و سواران آنها را سرنگون خواهم كرد و اسبها و سواران آنها به شمشیر یكدیگر خواهند افتاد.
یهوه صبایوتمیگوید: در آن روز ای بنده من زَرُبابِل بن شَاَلْتیئیل، تو را خواهم گرفت و خداوند میگوید كه تو را مثل نگین خاتم خواهم ساخت زیرا كه من تو را برگزیدهام. قول یهوه صبایوت این است.
در ماه هشتم از سال دوّم داریوش، كلام خداوند بر زَكَرّیا ابن بَرَكیا ابن عدُّوی نبی نازل شده، گفت:
« خداوند بر پدران شما بسیار غضبناك بود.
پس به ایشان بگو: یهوه صبایوت چنین میگوید بسوی من بازگشت كنید. قول یهوه صبایوت این است. و یهوه صبایوت میگوید: من به سوی شما رجوع خواهم نمود.
شما مثل پدران خود مباشید كه انبیا سَلَف ایشان را ندا كرده، گفتند یهوه صبایوت چنین میگوید از راههای زشت خود و از اعمال بد خویش بازگشت نمایید، امّا خداوند میگوید كه ایشان نشنیدند و به من گوش ندادند.
لیكن كلام و فرایض من كه به بندگان خود انبیا امرفرموده بودم، آیا پدران شما را در نگرفت؟ و چون ایشان بازگشت نمودند، گفتند چنانكه یهوه صبایوت قصد نمود كه موافق راهها و اعمال ما به ما عمل نماید همچنان به ما عمل نموده است.»
در روز بیست و چهارم ماه یازدهم كه ماه شَباط باشد، از سال دوّم داریوش، كلام خداوند بر زَكَریا ابن بَرَكیا ابن عِدّوُی نبی نازل شده، گفت:
پس آن مرد كه در میان درختان آس ایستاده بود، جواب داد و گفت: «اینها كسانی میباشند كه خداوند ایشان را برای تردّد نمودن در جهان فرستاده است.»
و ایشان به فرشته خداوند كه در میان درختان آس ایستاده بود جواب داده، گفتند: «ما در جهان تردّد نمودهایم و اینك تمامی جهان مستریح و آرام است.»
و فرشته خداوند جواب داده، گفت: «ای یهوه صبایوت تا به كی بر اورشلیم و شهرهای یهودا كه در این هفتاد سال غضبناك میبودی رحمت نخواهی نمود؟»
و خداوند با سخنان نیكو و كلام تسلّیآمیز آن فرشتهای را كه با من تكلّم مینمود جواب داد.
پس فرشتهای كه با من تكلّم مینمود مرا گفت: «ندا كرده بگو یهوه صبایوت چنین میگوید: در باره اورشلیم و صَهْیون غیرت عظیمی داشتم.
و برامّتهای مطمئن سخت غضبناك شدم زیرا كه اندك غضبناك میبودم لیكن ایشان بلا را زیاده كردند.
بنابراین خداوند چنین میگوید: به اورشلیم با رحمتها رجوع خواهم نمود و خانه من در آن بنا خواهد شد. قول یهوه صبایوت این است و ریسمانكاری براورشلیم كشیده خواهد شد.
بار دیگر ندا كرده، بگو كه یهوه صبایوت چنین میگوید: شهرهای من بار دیگر به سعادتمندی لبریز خواهد شد و خداوند صَهْیون را باز تسلّی خواهـد داد و اورشلیم را بار دیگر خواهد برگزید.»
و خداوند چهار آهنگر به من نشان داد.
و خداوند میگوید كه من به اطرافش دیواری آتشین خواهم بود و در اندرونش جلال خواهم بود.