God
آیاتی که از God نام میبرند
پس قباحت تو و زناكاریات را كه از زمین مصر آوردهای، از تو نابود خواهم ساخت. و چشمان خود را بسوی ایشان بر نخواهی افراشت و دیگر مصر را به یاد نخواهی آورد.
زیرا خداوند یهوه چنین میگوید: اینك تو را به دست آنانی كه از ایشان نفرت داری و به دست آنانی كه جانت از ایشان متنفّر است، تسلیم خواهم نمود.
و این كارها را به تو خواهم كرد، از این جهت كه در عقب امّتها زنا نموده، خویشتن را از بتهای ایشان نجس ساختهای.
و چونكه به طریق خواهر خود سلوك نمودی، جام او را به دست تو خواهم داد.
و خداوند یهوه چنین میفرماید: جام عمیق و بزرگ خواهر خود را خواهی نوشید و محّل سخریه و استهزا خواهی شد كه متحمّل آن نتوانی شد.
و آن را خواهی نوشید و تا تَه خواهی آشامید و خوردههای آن را خواهی خایید و پستانهای خود را خواهی كَند، زیرا خداوند یهوه میگوید كه من این را گفتهام.
بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید: چونكه مرا فراموش كردی و مرا پشت سر خود انداختی، لهذا تو نیز متحمّل قباحت و زناكاری خود خواهی شد.»
و خداوند مرا گفت: «ای پسر انسان! آیا براهوله و اهولیبه داوری خواهی نمود؟ بلكه ایشان را از رجاسات ایشان آگاه ساز.
زیرا كه زنا نمودهاند و دست ایشان خون آلود است و با بتهای خویش مرتكب زنا شدهاند. و پسران خود را نیز كه برای من زاییده بودند، به جهت آنها از آتش گذرانیدهاند تا سوخته شوند.
و علاوه بر آن این را هم به من كردهاند كه در همانروز مَقْدَس مرا بیعصمت كرده، سَبَّتهای مرا بیحرمت نمودهاند.
زیرا چون پسران خود را برای بتهای خویش ذبح نموده بودند، در همان روز به مَقْدَس من داخل شده، آن را بیعصمت نمودند و هان این عمل را در خانه من بجا آوردند.
و بر بستر فاخری كه سفره پیش آن آماده بود نشسته، بُخور و روغن مرا بر آن نهادی.
و من دربارۀ آن زنی كه درزناكاری فرسوده شده بود گفتم: آیا ایشان الا´ن با او زنا خواهند كرد و او با ایشان؟
زیرا خداوند یهوه چنین میفرماید: من گروهی به ضدّ ایشان خواهم برانگیخت. و ایشان را مشوّش ساخته، به تاراج تسلیم خواهم نمود.
و قباحت را از زمین نابود خواهم ساخت. پس جمیع زنان متنبّه خواهند شد كه مثل شما مرتكب قباحت نشوند.
و سزای قباحت شما را بر شما خواهند رسانید. و متحمّل گناهان بتهای خویش خواهید شد و خواهید دانست كه من خداوند یهوه میباشم.»
و در روز دهم ماه دهم از سال نهم كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
و برای این خاندان فتنهانگیز مَثَلی آورده، به ایشان بگو: خداوند یهوه چنین میگوید: دیگ را بگذار. آن را بگذار و آب نیز در آن بریز.
بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید: وای برآن شهر خونریز! وای بر آن دیگی كه زنگش در میانش است و زنگش از میانش در نیامده است! آن را به قطعههایش بیرون آور و قرعه بر آن انداخته نشود.
من خون او را بر صخره صاف نهادم كه پنهان نشود تا آنكه حدّت خشم را برانگیخته انتقام بكشم.
بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید: وای بر آن شهر خونریز! من نیز توده هیزم را بزرگ خواهم ساخت.
در نجاسات تو قباحت است چونكه تو را تطهیر نمودم. امّا طاهر نشدی. لهذا تا غضب خود را بر تـو به اتمـام نرسانـم، دیگـر از نجاسـت خـود طاهر نخواهـی شـد.
مـن كه یهـوه هستـم این را گفتهام و به وقوع خواهـد پیوست و آن را بجا خواهـم آورد. پس خداونـد یهـوه میگوید: دست نخواهم برداشت و شفقت نخواهم نمود و پشیمان نخواهم شد و بر حسب رفتارت و بر وفق اعمالت بر تو داوری خواهند كرد.»
و كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
«ای پسر انسان اینك من آرزوی چشمانت را بَغْتَةً از تو خواهم گرفت. ماتم و گریه منما و اشك از چشمت جاری نشود.