Barak
آیاتی که از Barak نام میبرند
پس او فرستاده، باراق بن اَبینوعَم را از قادش نفتالی طلبید و به وی گفت: «آیا یهوه، خدای اسرائیل، امر نفرموده است كه برو و به كوه تابور رهنمایی كن، و ده هزار نفر از بنینفتالی و بنیزبولون را همراه خود بگیر؟
باراق وی را گفت: «اگر همراه من بیایی میروم و اگر همراه من نیایی نمیروم.»
گفت: «البته همراه تو میآیم، لیكن این سفر كه میروی برای تو اكرام نخواهد بود، زیرا خداوند سِیسَرا را به دست زنی خواهد فروخت.» پس دَبورَه برخاسته، همراه باراق به قادش رفت.
و باراق، زبولون و نفتالی را به قادش جمع كرد و دههزار نفر در ركاب او رفتند، و دَبورَه همراهش برآمد.
و به سِیسَرا خبر دادند كه باراق بناَبینوعَم به كوه تابور برآمده است.
و دَبورَه به باراق گفت: «برخیز، این است روزی كه خداوند سِیسَرا را به دست تو تسلیم خواهد نمود؛ آیا خداوند پیش روی تو بیرون نرفته است؟» پس باراق از كوه تابور به زیر آمد و دههزار نفر از عقب وی.
و خداوند سِیسَرا و تمامی ارابهها و تمامی لشكرش را به دم شمشیر پیش باراق منهزم ساخت، و سِیسَرا از ارابۀ خود به زیر آمده، پیاده فرار كرد.
و باراق ارابهها و لشكر را تا حَروشَتِ امتها تعاقب نمود، و جمیع لشكر سِیسَرا به دم شمشیر افتادند، به حدی كه كسی باقی نماند.
و اینك باراق سِیسَرا را تعاقب نمود و یاعیل به استقبالش بیرون آمده، وی را گفت: «بیا تا كسی را كه میجویی تو را نشان بدهم.» پس نزد وی داخل شد و اینك سِیسَرا مرده افتاده، و میخ در شقیقهاش بود.
و در آن روز دَبورَه و باراق بن اَبینوعَم سرود خوانده، گفتند:
بیدار شو، بیدار شو ای دَبورَه. بیدار شو بیدار شو و سرود بخوان. برخیز ای باراق و ای پسر اَبینوعَم، اسیران خود را به اسیری ببر.
و سروران یساكار همراه دَبورَه بودند؛ چنانكه باراق بود همچنان یساكار نیز بود. در عقب او به وادی هجوم آوردند. فكرهای دل نزد شعوب رؤبین عظیم بود.
و دیگر چه گویم؟ زیرا که وقت مرا کفاف نمیدهد که از جِدعُون و باراق و شَمشون و یَفتاح و داود و سموئیل و انبیا اِخبار نمایم،