مزامیر ۳:۱-۵
۱
{مزمور داود وقتی که از پسر خود ابشالوم فرار کرد} ای خداوند دشمنانم چه بسیار شدهاند.بسیاری به ضد من برمیخیزند.
۲
بسیاری برای جان من میگویند، بجهت او در خدا خلاصی نیست. سلاه.
۳
لیکن تو ای خداوند گرداگرد من سپر هستی، جلال من و فرازندهٔ سر من.
۴
به آواز خود نزد خداوند میخوانم و مرا از کوه مقدّس خود اجابت مینماید. سلاه.
۵
و امّا من خسبیده، به خواب رفتم و بیدار شدم زیرا خداوند مرا تقویّت میدهد.
Settings