مرقس ۸:۱-۱۹
۱
و در آن ایّام باز جمعیّت، بسیار شده و خوراکی نداشتند. عیسی شاگردان خود را پیش طلبیده، به ایشان گفت،
۲
بر این گروه دلم بسوخت زیرا الآن سه روز است که با من میباشند و هیچ خوراک ندارند.
۳
و هرگاه ایشان را گرسنه به خانههای خود برگردانم، هرآینه در راه ضعف کنند، زیرا که بعضی از ایشان از راه دور آمدهاند.
۴
شاگردانش وی را جواب دادند، از کجا کسی میتواند اینها را در این صحرا از نان سیر گرداند؟
۵
از ایشان پرسید، چند نان دارید؟ گفتند، هفت.
۶
پس جماعت را فرمود تا بر زمین بنشینند؛ و آن هفت نان را گرفته، شکر نمود و پاره کرده، به شاگردان خود داد تا پیش مردم گذارند. پس نزد آن گروه نهادند.
۷
و چند ماهی کوچک نیز داشتند. آنها را نیز برکت داده، فرمود تا پیش ایشان نهند.
۸
پس خورده، سیر شدند و هفت زنبیل پر از پارههای باقیمانده برداشتند.
۹
و عدد خورندگان قریب به چهار هزار بود. پس ایشان را مرخّص فرمود.
۱۰
و بیدرنگ با شاگردان به کشتی سوار شده،به نواحی دَلْمانُوتَه آمد.
۱۱
و فریسیان بیرون آمده، با وی به مباحثه شروع کردند. و از راه امتحان آیتی آسمانی از او خواستند.
۱۲
او از دل آهی کشیده، گفت، از برای چه این فرقه آیتی میخواهند؟ هرآینه به شما میگویم آیتی بدین فرقه عطا نخواهد شد.
۱۳
پس ایشان را گذارد و باز به کشتی سوار شده، به کناره دیگر عبور نمود.
۱۴
و فراموش کردند که نان بردارند و با خود در کشتی جز یک نان نداشتند.
۱۵
آنگاه ایشان را قدغن فرمود که با خبر باشید و از خمیرمایه فریسیان و خمیرمایه هیرودیس احتیاط کنید!
۱۶
ایشان با خود اندیشیده، گفتند، از آن است که نان نداریم.
۱۷
عیسی فهم کرده، بدیشان گفت، چرا فکر میکنید از آنجهت که نان ندارید؟ آیا هنوز نفهمیده و درک نکردهاید و تا حال دل شما سخت است؟
۱۸
آیا چشم داشته نمیبینید و گوش داشته نمیشنوید و به یاد ندارید؟
۱۹
وقتی که پنج نان را برای پنج هزار نفر پاره کردم، چند سبد پر از پارهها برداشتید؟ بدو گفتند، دوازده.
Settings