Skip to content
یوشع ۲:۱-۱۷

یوشع ۲:۱-۱۷

۱
و یوشع‌ بن‌نون‌ دو مرد جاسوس‌ از شِطّیم‌ به پنهانی‌ فرستاده‌، گفت‌: «روانه‌ شده‌، زمین‌ و اریحا را ببینید.» پس‌ رفته‌، به‌ خانۀ زن‌ زانیه‌ای‌ كه‌ راحاب‌ نام‌ داشت‌ داخل‌ شده‌، در آنجا خوابیدند.
۲
و ملك‌ اریحا را خبر دادند كه‌ «اینك‌ مردمان‌ از بنی‌اسرائیل‌ امشب‌ داخل‌ این‌ جا شدند تا زمین‌ را جاسوسی‌ كنند.»
۳
و ملك‌ اریحا نزد راحاب‌ فرستاده‌، گفت‌: «مردانی‌ را كه‌ نزد تو آمده‌، به‌ خانۀ تو داخل‌ شده‌اند، بیرون‌ بیاور زیرا برای‌ جاسوسی‌ تمامی‌ زمین‌ آمده‌اند.»
۴
و زن‌ آن‌ دو مرد را گرفته‌، ایشان‌ را پنهان‌ كرد و گفت‌: «بلی‌ آن‌ مردان‌ نزد من‌ آمدند، اما ندانستم‌ از كجا بودند.
۵
و نزدیك‌ به‌ وقت‌ بستن‌ دروازه‌، آن‌ مردان‌ در تاریكی‌ بیرون‌ رفتند و نمی‌دانم‌ كه‌ ایشان‌ كجا رفتند. به‌ زودی‌ ایشان‌ را تعاقب‌ نمایید كه‌ به‌ ایشان‌ خواهید رسید.»
۶
لیكن‌ او ایشان‌ را به‌ پشت‌بام‌ برده‌، در شاخه‌های‌ كتان‌ كه‌ برای‌ خود بر پُشت‌بام‌ چیده‌ بود، پنهان‌ كرده‌ بود.
۷
پس‌ آن‌ كسان‌، ایشان‌ را به‌ راه‌ اُرْدُن‌ تا گدارها تعاقب‌ نمودند، و چون‌تعاقب‌كنندگان‌ ایشان‌ بیرون‌ رفتند، دروازه‌ را بستند.
۸
و قبل‌ از آنكه‌ بخوابند، او نزد ایشان‌ به‌ پشت‌بام‌ برآمد.
۹
و به‌ آن‌ مردان‌ گفت‌: «می‌دانم‌ كه‌ یهُوَه‌ این‌ زمین‌ را به‌ شما داده‌، و ترس‌ شما بر ما مستولی‌ شده‌ است‌، و تمام‌ ساكنان‌ زمین‌ به‌ سبب‌ شما گداخته‌ شده‌اند.
۱۰
زیرا شنیده‌ایم‌ كه‌ خداوند چگونه‌ آب‌ دریای‌ قلزم‌ را پیش‌ روی‌ شما خشكانید، وقتی‌ كه‌ از مصر بیرون‌ آمدید، و آنچه‌ به‌ دو پادشاه‌ اَموریان‌ كه‌ به‌ آن‌ طرف‌ اُرْدُن‌ بودند كردید، یعنی‌ سَیحُون‌ و عوج‌ كه‌ ایشان‌ را هلاك‌ ساختید.
۱۱
و چون‌ شنیدیم‌ دلهای‌ ما گداخته‌ شد، و به‌ سبب‌ شما دیگر در كسی‌ جان‌ نماند، زیرا كه‌ یهُوَه‌ خدای‌ شما، بالا در آسمان‌ و پایین‌ بر زمین‌ خداست‌.
۱۲
پس‌ الا´ن‌ برای‌ من‌ به‌ خداوند قسم‌ بخورید كه‌ چنانكه‌ به‌ شما احسان‌ كردم‌، شما نیز به‌ خاندان‌ پدرم‌ احسان‌ خواهید نمود، و نشانۀ امانت‌ به‌ من‌ بدهید
۱۳
كه‌ پدرم‌ و مادرم‌ و برادرانم‌ و خواهرانم‌ و هر چه‌ دارند زنده‌ خواهید گذارد، و جانهای‌ ما را از موت‌ رستگار خواهید ساخت‌.»
۱۴
آن‌ مردان‌ به‌ وی‌ گفتند: «جانهای‌ ما به‌ عوض‌ شما بمیرند كه‌ چون‌ خداوند این‌ زمین‌ را به‌ ما بدهد، اگر این‌ كار ما را بروز ندهید، البته‌ به‌ شما احسان‌ و امانت‌ خواهیم‌ كرد.»
۱۵
پس‌ ایشان‌ را با طناب‌ از دریچه‌ پایین‌ كرد، زیرا خانۀ او بر حصار شهر بود و او بر حصار ساكن‌ بود.
۱۶
و ایشان‌ را گفت‌: «به‌ كوه‌ بروید مبادا تعاقب‌كنندگان‌ به‌ شما برسند و در آنجا سه‌ روز خود را پنهان‌ كنید، تا تعاقب‌كنندگان‌ برگردند.بعد از آن‌ به‌ راه‌ خود بروید.»
۱۷
آن‌ مردان‌ به‌ وی‌ گفتند: «ما از این‌ قسم‌ تو كه‌ به‌ ما دادی‌ مبرا خواهیم‌ شد.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options