پرش به محتوا
ایوب ۱:۶-۱۹

ایوب ۱:۶-۱۹

۶
و روزی‌ واقع‌ شد كه‌ پسران‌ خدا آمدند تا به‌ حضور خداوند حاضر شوند؛ و شیطان‌ نیز در میان‌ ایشان‌ آمد.
۷
و خداوند به‌ شیطان‌ گفت‌: «از كجا آمدی‌؟» شیطان‌ در جواب‌ خداوند گفت‌: «از تردّد كردن‌ در زمین‌ و سیر كردن‌ در آن‌.»
۸
خداوند به‌ شیطان‌ گفت‌: «آیا در بنده‌ من‌ ایوب‌تفكّر كردی‌ كه‌ مثل‌ او در زمین‌ نیست‌؟ مرد كامل‌ و راست‌ و خداترس‌ كه‌ از گناه‌ اجتناب‌ می‌كند!»
۹
شیطان‌ در جواب‌ خداوند گفت‌: «آیا ایوب‌ مجّاناً از خدا می‌ترسد؟
۱۰
آیا تو گِرْد او و گِرْد خانه‌ او و گِرْد همه‌ اموال‌ او، به‌ هر طرف‌ حصار نكشیدی‌ و اعمال‌ دست‌ او را بركت‌ ندادی‌ و مواشی‌ او در زمین‌ منتشر نشد؟
۱۱
لیكن‌ الا´ن‌ دست‌ خود را دراز كن‌ و تمامی مایملك‌ او را لمس‌ نما و پیش‌ روی‌ تو، تو را ترك‌ خواهد نمود.»
۱۲
خداوند به‌ شیطان‌ گفت‌: «اینك‌ همه‌ اموالش‌ در دست‌ تو است‌؛ لیكن‌ دستت‌ را بر خود او دراز مكن‌.» پس‌ شیطان‌ از حضور خداوند بیرون‌ رفت‌.
۱۳
و روزی‌ واقع‌ شد كه‌ پسران‌ و دخترانش‌ در خانه‌ برادر بزرگ‌ خود می‌خوردند و شراب‌ می‌نوشیدند.
۱۴
و رسولی‌ نزد ایوب‌ آمده‌، گفت‌: «گاوان‌ شیار می‌كردند و ماده‌ الاغان‌ نزد آنها می‌چریدند.
۱۵
و سابیان‌ بر آنها حمله‌ آورده‌، بردند و جوانان‌ را به‌ دم‌ شمشیر كشتند و من‌ به‌ تنهایی‌ رهایی‌ یافتم‌ تا تو را خبر دهم‌.»
۱۶
و او هنوز سخن‌ می‌گفت‌ كه‌ دیگری‌ آمده‌، گفت‌: «آتش‌ خدا از آسمان‌ افتاد و گله‌ و جوانان‌ را سوزانیده‌، آنها را هلاك‌ ساخت‌ و من‌ به‌ تنهایی‌ رهایی‌ یافتم‌ تا تو را خبر دهم‌.»
۱۷
و او هنوز سخن‌ می‌گفت‌ كه‌ دیگری‌ آمده‌، گفت‌: «كلدانیان‌ سه‌ فرقه‌ شدند و بر شتران‌ هجوم‌ آورده‌، آنها رابردند و جوانان‌ را به‌ دم‌ شمشیر كشتند و من‌ به‌ تنهایی‌ رهایی‌ یافتم‌ تا تو را خبر دهم‌.»
۱۸
و او هنوز سخن‌ می‌گفت‌ كه‌ دیگری‌ آمده‌، گفت‌: «پسران‌ و دخترانت‌ در خانه‌ برادر بزرگ‌ خود می‌خوردند و شراب‌ می‌نوشیدند
۱۹
كه‌ اینك‌ باد شدیدی‌ از طرف‌ بیابان‌ آمده‌، چهار گوشه‌ خانه‌ را زد و بر جوانان‌ افتاد كه‌ مردند و من‌ به‌ تنهایی‌ رهایی‌ یافتم‌ تا تو را خبر دهم‌.»
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Reading Width 45 chars

Options