اول پادشاهان ۲۰:۱-۶
۱
و بَنْهَدَد، پادشاه اَرام، تمامی لشكر خود را جمع كرد، و سی و دو پادشاه و اسبان و ارابهها همراهش بودند. پس برآمده، سامره را محاصره كرد و با آن جنگ نمود.
۲
و رسولان نزد اَخاب پادشاه اسرائیل به شهر فرستاده، وی را گفت: «بَنْهَدَد چنین میگوید:
۳
نقرۀ تو و طلای تو از آن من است و زنان و پسران مقبول تو از آن منند.»
۴
و پادشاه اسرائیل در جواب گفت: «ای آقایم پادشاه! موافق كلام تو، من و هر چه دارم از آن تو هستیم.»
۵
و رسولان بار دیگر آمده، گفتند: «بَنْهَدَد چنین امر فرموده، میگوید: به درستی كه من نزد تو فرستاده، گفتم كه نقره و طلا و زنان و پسران خود را به من بدهی.
۶
پس فردا قریب به این وقت، بندگان خود را نزد تو میفرستم تا خانۀ تو را و خانۀ بندگانت را جستجو نمایند و هر چه در نظر تو پسندیده است به دست خود گرفته، خواهند بُرد.»
Settings