- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Nethaniah
آیات کلیدی کتاب مقدس
و چون تمامی سرداران لشكر با مردان ایشان شنیدند كه پادشاه بابل، جدلیا را حاكم قرار داده است، ایشان نزد جَدَلیا به مِصفَه آمدند، یعنی اسماعیل بن نَتَنیا و یوحَنَان بن قاری و سرایا ابن تَنْحُومَتِ نَطُوْفاتی و یازَنْیا ابن مَعْكاتی با كسان ایشان.
اما در ماه هفتم واقع شد كه اسماعیل بن نَتَنْیا ابن اَلِیشَمَع كه از ذریت پادشاه بود، به اتفاق ده نفر آمدند و جَدَلْیا را زدند كه بمردو یهودیان و كلدانیان را نیز كه با او در مِصْفَه بودند (كشتند).
و اما از بنیآساف، زَكُّور و یوسف و نَتَنْیا و اَشْرَئیلَه پسران آساف زیر حكم آساف بودند كه برحسب فرمان پادشاه نبوت مینمود.
و پنجم برای نَتَنْیا و پسران و برادران او دوازده نفر.
و با ایشان بعضی از لاویان یعنی شَمَعْیا و نَتَنْیا و زَبَدْیا و عَسائیل و شَمیراموت و یهُوناتان و اَدُنیا و طوبیا و توب اَدُنیا را كه لاویان بودند، فرستاد و با ایشان اَلیشَمَع و یهُورامِ كَهَنه را.
آنگاه تمامی سروران یهودی ابن نَتَنْیا ابن شَلَمْبا ابن كُوشی را نزد باروك فرستادند تا بگوید: آن طوماری را كه به گوش قوم خواندی به دست خود گرفته، بیا. پس باروك بن نَیریا طومار را به دست خود گرفته، نزد ایشان آمد.
آنگاه ایشان نزد جدلیا به مصفه آمدند یعنی اسماعیل بن نَتَنْیا و یوحانان و یوناتان پسران قاریح و سرایا ابن تَنْحُومَت و پسران عیفای نَطُوفاتی و یزَنْیا پسر مَعْكاتی ایشان و مردان ایشان.
و او را گفتند: آیا هیچ میدانی كه بَعْلِیس پادشاه بنیعّمون اسماعیل بن نَتَنْیا را فرستاده است تا تو را بكشد؟ اما جدلیا ابن اخیقام ایشان را باور نكرد.
پس یوحانان بن قاریح جدلیا را در مصفه خفیةً خطاب كرده، گفت: اذن بده كه بروم و اسماعیل بن نَتَنْیا را بكشم و كسی آگاه نخواهد شد. چرا او تو را بكشد و جمیع یهودیانی كه نزد تو فراهم آمدهاند پراكنده شوند و بقیه یهودیان تلف گردند؟
و در ماه هفتم واقع شد كه اسماعیل بن نَتَنْیا ابن الیشاماع كه از نسل پادشاهانبود، با بعضی از رؤسای پادشاه و ده نفر همراهش نزد جدلیا ابن اخیقام به مصفه آمدند و آنجا در مصفه با هم نان خوردند.
و اسماعیل بن نَتَنْیا و آن ده نفر كه همراهش بودند برخاسته، جدلیا ابن اخیقام بن شافان را به شمشیر زدند و او را كه پادشاه بابل به حكومت زمین نصب كرده بود كشت.
و اسماعیل بن نَتَنْیا به استقبال ایشان از مصفه بیرون آمد و در رفتن گریه میكرد و چون به ایشان رسید گفت: نزد جدلیا ابن اخیقام بیایید.
و هنگامی كه ایشان به میان شهر رسیدند، اسماعیل بن نَتَنْیا و كسانی كه همراهش بودند، ایشان را كشته، در حفره انداختند.
و حفرهای كه اسماعیل بدنهای همه كسانی را كه به سبب جدلیا كشته، در آن انداخته بود، همان است كه آسا پادشاه به سبب بَعْشا پادشاه اسرائیل ساخته بود و اسماعیل بن نَتَنْیا آن را از كشتگان پر كرد.
پس اسماعیل تمامی بقیه قوم را كه در مصفه بودند با دختران پادشاه و جمیع كسانی كه در مصفه باقی مانده بودند كه نبوزردان رئیس جلاّدان به جدلیا ابن اخیقام سپرده بود،اسیر ساخت و اسماعیل بن نَتَنْیا ایشان را اسیر ساخته، میرفت تا نزد بنیعمّون بگذرد.
اما چون یوحانان بن قاریح و تمامی سرداران لشكری كه همراهش بودند از تمامی فتنهای كه اسماعیل بن نَتَنْیا كرده بود خبر یافتند،
آنگاه جمیع كسان خود را برداشتند و به قصد مقاتله با اسماعیل بن نَتَنْیا روانه شده، او را نزد دریاچه بزرگ كه در جبعون است یافتند.