- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Marriage: Wives taken by edict
آیات دربارهٔ Wives taken by edict
و ملازمان پادشاه كه او را خدمت میكردند، گفتند كه «دختران باكره نیكو منظر برای پادشاه بطلبند.
و پادشاه در همه ولایتهای مملكت خود وكلا بگمارد كه همه دختران باكره نیكو منظر را به دارالسّلطنه شُوشَن در خانه زنان زیر دست هیجای كه خواجهسرای پادشاه و مستحفظ زنان میباشد، جمع كنند و به ایشان اسباب طهارت داده شود.
و دختری كه به نظر پادشاه پسند آید، در جای وَشْتی ملكه بشود.» پس این سخن در نظر پادشاه پسند آمد و همچنین عمل نمود.
پس چون امر و فرمان پادشاه شایع گردید و دختران بسیار در دارالسّلطنه شُوشَن زیر دست هیجای جمع شدند، اِسْتَر را نیز به خانه پادشاه، زیر دست هیجای كه مستحفظ زنان بود آوردند.
و آن دختر به نظر او پسند آمده، در حضورش التفات یافت. پس به زودی، اسباب طهارت و تحفههایش را به وی داد و نیز هفت كنیز را كه ازخانه پادشاه برگزیده شده بودند كه به وی داده شوند و او را با كنیزانش به بهترین خانه زنان نقل كرد.
و اِسْتَر، قومی و خویشاوندی خود را فاش نكرد، زیرا كه مُرْدِخای او را امر فرموده بود كه نكند.
و مُرْدِخای روز به روز پیش صحن خانه زنان گردش میكرد تا از احوال اِسْتَر و از آنچه به وی واقع شود، اطّلاع یابد.
و چون نوبه هر دختر میرسید كه نزد اَخْشُورُش پادشاه داخل شود، یعنی بعد از آنكه آنچه را كه برای زنان مرسوم بود كه در مدّت دوازده ماه كرده شود، چونكه ایام تطهیر ایشان بدین منوال تمام میشد، یعنی شش ماه به روغن مرّ و شش ماه به عطریات و اسباب تطهیر زنان،
آنگاه آن دختر بدین طور نزد پادشاه داخل میشد كه هر چه را میخواست به وی میدادند تا آن را از خانه زنان به خانه پادشاه با خود ببرد.
در وقت شام داخل میشد و صبحگاهان به خانه دوّم زنان، زیر دست شَعَشْغاز كه خواجهسرای پادشاه و مستحفظ مُتعهها بود، برمیگشت و بار دیگر، نزد پادشاه داخل نمیشد، مگر اینكه پادشاه در او رغبت كرده، او را بنام بخواند.