- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Ignorance: General references
آیات دربارهٔ General references
آیا عمقهای خدا را میتوانی دریافت نمود؟ یا به كُنه قادر مطلق توانی رسید؟
مثل بلندیهای آسمان است؛ چه خواهی كرد؟ گودتر از هاویه است؛ چه توانی دانست؟
امّا حكمت كجا پیدا میشود؟ و جای فطانت كجا است؟
انسان قیمت آن را نمیداند و در زمین زندگان پیدا نمیشود.
پس حكمت از كجا میآید؟ و مكان فطانت كجا است؟
از چشم تمامی زندگان پنهان است، و از مرغان هوا مخفی میباشد.
آیا مطّلع هستی وقتیكه خدا عزم خود را به آنها قرار میدهد و برق، ابرهای خود را درخشان میسازد؟
آیا تو از موازنه ابرها مطّلع هستی ؟ یا از اعمال عجیبه او كه در عِلم، كامل است؟
زیرا كه از دریچه خانه خود نگاه كردم، و از پشت شبكه خویش.
در میان جاهلان دیدم، و در میان جوانان، جوانی ناقصالعقل مشاهده نمودم،
كه در كوچه بسوی گوشه او میگذشت، و به راه خانه وی میرفت،
در شام در حین زوال روز، در سیاهی شب و در ظلمت غلیظ؛
كه اینك زنی به استقبال وی میآمد، در لباس زانیه و در خباثت دل.
زنی یاوهگو و سركش كه پایهایش در خانهاش قرار نمیگیرد.
گاهی در كوچهها و گاهی در شوارع عام، و نزد هر گوشهای در كمین میباشد.
پس او را بگرفت و بوسید و چهره خود را بیحیا ساخته، او را گفت:
«نزد من ذبایح سلامتی است، زیرا كه امروز نذرهای خود را وفا نمودم.
از این جهت به استقبال تو بیرون آمدم، تا روی تو را به سعی تمام بطلبم و حال تو را یافتم.
بر بستر خود دوشكها گسترانیدهام، با دیباها از كتان مصری.
بستر خود را با مُرّ و عود و سلیخه معطّر ساختهام.
بیا تا صبح از عشق سیر شویم، و خویشتن را از محبت خرّم سازیم.
زیرا صاحبخانه در خانه نیست، و سفر دور رفته است.
كیسه نقرهای به دست گرفته و تا روزِ بدرِ تمام مراجعت نخواهد نمود.»
پس او را از زیادتی سخنانش فریفته كرد، و از تملّق لبهایش او را اغوا نمود.
در ساعت از عقب او مثل گاوی كه به سلاّخخانه میرود، روانه شد و مانند احمق به زنجیرهای قصاص.