Timnah
همچنین شناختهشده به: Timnath
31.7800, 34.9000 مشاهده در نقشههای گوگل
آیاتی که از Timnah نام میبرند
و چون روزها سپری شد، دختر شوعه زن یهودا مرد. و یهودا بعد از تعزیت او با دوست خود حیرۀ عدلاّمی، نزد پشم چینان گلۀ خود، به تمنه آمد.
و به تامار خبر داده، گفتند: «اینك پدر شوهرت برای چیدن پشم گلۀ خویش، به تمنه میآید.»
پس رخت بیوگی را از خویشتن بیرون كرده، بُرقِعی به رو كشیده، خود را در چادری پوشید، و به دروازۀ عینایم كه در راه تمنه است، بنشست. زیرا كه دید شیله بزرگ شده است، و او را به وی به زنی ندادند.
و این حد از بَعْلَه به طرف مغرب به كوه سَعیر برگشت، و به طرف شمال از جانب كوه یعاریم كه كسالون باشد گذشت، و نزد بیتشمس بزیر آمده، از تِمْنَه گذشت.
و شَمْشُون به تِمْنَه فرود آمده، زنی از دختران فلسطینیان در تِمْنَه دید.
و آمده، به پدر و مادر خود بیان كرده، گفت: «زنی از دختران فلسطینیان در تِمْنَه دیدم. پس الا´ن او را برای من به زنی بگیرید.»
پس شَمْشُون با پدر و مادر خود به تِمْنَه فرود آمد؛ و چون به تاكستانهای تِمْنَه رسیدند، اینك شیری جوان بر او بغرید.
و فلسطینیان بر شهرهای هامون و جنوبی یهودا هجوم آوردند و بیت شمس و اَیلُون و جَدیروت و سُوكُو را با دهاتش و تِمْنَه را با دهاتش و جِمْزُو را با دهاتش گرفته، در آنها ساكن شدند.