Zeresh
آیاتی که از Zeresh نام میبرند
امّا هامان خودداری نموده، به خانه خود رفت و فرستاده، دوستان خویش و زن خود زَرَش را خواند.
آنگاه زوجهاش زرش و همه دوستانش او را گفتند: «داری به بلندی پنجاه ذراع بسازند و بامدادان، به پادشاه عرض كن كه مُردخای را بر آن مصلوب سازند. پس با پادشاه با شادمانی به ضیافت برو.» و این سخن به نظر هامان پسند آمده، امر كرد تا دار را حاضر كردند.
و هامان به زوجه خود زَرَش و همه دوستان خویش، ماجرای خود را حكایت نمود و حكیمانش و زنش زَرَش او را گفتند: «اگر این مردخای كه پیش وی آغاز افتادن نمودی از نسل یهود باشد، بر او غالب نخواهی آمد، بلكه البتّه پیش او خواهی افتاد.»