Phinehas
آیاتی که از Phinehas نام میبرند
و العازر بن هارون یكی از دختران فوتیئیل را به زنی گرفت، و برایش فینحاس را زایید؛ اینانند رؤسای آبای لاویان، بحسب قبایل ایشان.
و چون فینحاس بنالعازار بنهارون كاهن، این را دید، از میان جماعت برخاسته، نیزهای به دست خود گرفت،
« فینحاس بنالعازار بنهارون كاهن، غضب مرا از بنیاسرائیل برگردانید، چونكه باغیرت من در میان ایشان غیور شد، تا بنیاسرائیل را در غیرت خود هلاك نسازم.
و موسی ایشان را هزار نفر از هر سبط به جنگ فرستاد، ایشان را با فینحاس بن العازار كاهن و اسباب قدس و كَرِنّاها برای نواختن در دستش به جنگ فرستاد.
و بنیاسرائیل فینحاس بنالعازار كاهن را نزد بنیرؤبین و بنی جاد و نصف سبط مَنَسَّی به زمین جِلْعاد فرستادند.
و چون فینحاس كاهن و سروران جماعت و رؤسای قبایل اسرائیل كه با وی بودند، سخنی را كه بنیرؤبین و بنیجاد و بنیمَنَسّی گفته بودند، شنیدند، در نظر ایشان پسند آمد.
و فینحاس بنالعازار كاهن به بنیرؤبین و بنیجاد و بنیمَنَسَّی گفت: «امروز دانستیم كه خداوند در میان ماست، چونكه این خیانت را بر خداوند نورزیدهاید؛ پس الا´ن بنیاسرائیل را از دست خداوند خلاصی دادید.»
پس فینحاس بنالعازار كاهن و سروران از نزد بنیرؤبین و بنیجاد از زمین جِلْعاد به زمین كنعان، نزد بنیاسرائیل برگشته، این خبر را به ایشان رسانیدند.
و العازار بنهارون مرد، و او را در تل پسرش فینحاس كه در كوهستان افرایم به او داده شد، دفن كردند.
و فینحاس بن العازار بن هارون در آن روزها پیش آن ایستاده بود، و گفتند: «آیا بار دیگر بیرون روم و با برادران خود بنیبنیامین جنگ كنم یا دست بردارم؟» خداوند گفت: «برآی زیرا كه فردا او را به دست تو تسلیم خواهم نمود.»
و اَلیعازار فینَحاس را آورد و فینَحاس ابیشوع را آورد.
و اینانند پسران هارون: پسرش اَلعازار، پسرش فینَحاس، پسرش اَبِیشُوع.
و فینَحاس بن اَلْعازار، سابق رئیس ایشان بود. و خداوند با وی میبود.
ابن ابیشوع بن فینحاس بن العازار بن هارون رئیس كَهَنه،
از بنیفینحاس، جرشوم و از بنیایتامار، دانیال و از بنیداود، حطوش.
آنگاه فینحاس بر پا ایستاده، داوری نمود و وبا برداشته شد.