- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
Aaron
آیاتی که از Aaron نام میبرند
و گاو و قوچ ذبیحه سلامتی را كه برای قوم بود ذبح كرد، و پسران هارون خون را به او سپردند و آن را به اطراف مذبح پاشید.
و هارون سینهها و ران راست را برای هدیۀ جنبانیدنی به حضور خداوند جنبانید، چنانكه موسی امر فرموده بود.
پس هارون دستهای خود را به سوی قوم برافراشته، ایشان را بركت داد، و از گذرانیدن قربانی گناه و قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی بزیر آمد.
و موسی و هارون به خیمه اجتماع داخل شدند، و بیرون آمده، قوم را بركت دادند و جلال خداوند بر جمیع قوم ظاهر شد.
و ناداب و ابیهو پسران هارون، هر یكیمجمرۀ خود را گرفته، آتش بر آنها نهادند. و بخور بر آن گذارده، آتش غریبی كه ایشان را نفرموده بود، به حضور خداوند نزدیك آوردند.
پس موسی به هارون گفت: «این است آنچه خداوند فرموده، و گفته است كه از آنانی كه به من نزدیك آیند تقدیس كرده خواهم شد، و در نظر تمامی قوم جلال خواهم یافت.« پس هارون خاموششد.
و موسی میشائیل و الصافان، پسران عُزّیئیل عموی هارون را خوانده، به ایشان گفت: «نزدیك آمده، برادران خود را از پیش قدس بیرون لشكرگاه ببرید. »
و موسی هارون و پسرانش العازار و ایتامار را گفت: «مویهای سر خود را باز مكنید و گریبان خود را چاك مزنید مبادا بمیرید. و غضب بر تمامی جماعت بشود. اما برادران شما یعنی تمام خاندان اسرائیل بجهت آتشی كه خداوند افروخته است ماتم خواهند كرد.
و خداوند هارون را خطاب كرده، گفت:
و موسی به هارون و پسرانش العازار و ایتامار كه باقی بودند گفت: «هدیۀ آردی كه از هدایای آتشین خداوند مانده است بگیرید، و آن را بیخمیرمایه نزد مذبح بخورید زیرا قدساقداس است.
و موسی بز قربانی گناه را طلبید و اینك سوخته شده بود، پس بر العازار و ایتامار پسران هارون كه باقی بودند خشم نموده، گفت:
هارون به موسی گفت: «اینك امروز قربانی گناه خود و قربانی سوختنی خود را به حضور خداوند گذرانیدند، و چنین چیزها بر من واقع شده است، پس اگر امروز قربانی گناه را میخوردم آیا منظور نظر خداوند میشد؟»
و خداوند موسی و هارون را خطابكرده، به ایشان گفت:
و خداوند موسی و هارون را خطاب كرده، گفت:
«چون شخصی را در پوست بدنش آماس یا قوبا یا لكهای براق بشود، و آن در پوست بدنش مانند بلای برص باشد، پس او را نزد هارون كاهن یا نزد یكی از پسرانش كهكهنه باشند بیاورند.
و خداوند موسی و هارون را خطاب كرده، گفت:
و خداوند موسی و هارون را خطابكرده، گفت:
و خداوند موسی را بعد از مردن دو پسر هارون، وقتی كه نزد خداوند آمدند و مردند خطاب كرده، گفت:
«پس خداوند به موسی گفت: برادر خود هارون را بگو كه به قدس درون حجاب پیش كرسی رحمت كه بر تابوت است همه وقت داخل نشود، مبادا بمیرد، زیرا كه در ابر بر كرسی رحمت ظاهر خواهم شد.
و با این چیزها هارون داخل قدس بشود، با گوسالهای برای قربانی گناه، و قوچی برای قربانی سوختنی.
و هارون گوسالۀ قربانی گناه را كه برای خود اوست بگذراند، و برای خود و اهل خانۀ خود كفاره نماید.
و هارون بر آن دو بز قرعه اندازد، یك قرعه برای خداوند و یك قرعه برای عزازیل.
و هارون بزی را كه قرعه برای خداوند بر آن برآمد نزدیك بیاورد، و بجهت قربانی گناه بگذراند.
« و هارون گاو قربانی گناه را كه برای خود اوست نزدیك بیاورد، و برای خود و اهل خانه خود كفاره نماید، و گاو قربانی گناه را كه برای خود اوست ذبح كند.
و هارون دو دست خود را بر سر بز زنده بنهد، و همۀ خطایای بنیاسرائیل و همۀ تقصیرهای ایشان را با همۀ گناهان ایشان اعتراف نماید، و آنها را بر سر بز بگذارد و آن را به دست شخص حاضر به صحرا بفرستد.