مرقس ۹:۲۷-۳۳
۲۷
امّاعیسی دستش را گرفته، برخیزانیدش که برپا ایستاد.
۲۸
و چون به خانه در آمد، شاگردانش در خلوت از او پرسیدند، چرا ما نتوانستیم او را بیرون کنیم؟
۲۹
ایشان را گفت، این جنس به هیچ وجه بیرون نمیرود جز به دعا.
۳۰
و از آنجا روانه شده، در جلیل میگشتند و نمیخواست کسی او را بشناسد،
۳۱
زیرا که شاگردان خود را اعلام فرموده، میگفت، پسر انسان به دست مردم تسلیم میشود و او را خواهند کشت و بعد از مقتول شدن، روز سوم خواهد برخاست.
۳۲
امّا این سخن را درک نکردند و ترسیدند که از او بپرسند.
۳۳
و وارد کفرناحوم شده، چون به خانه درآمد، از ایشان پرسید که در بین راه با یکدیگر چه مباحثه میکردید؟
Settings