لوقا ۱۴:۱۹-۲۴
۱۹
و دیگری گفت، پنج جفت گاو خریدهام، میروم تا آنها را بیازمایم، به تو التماس دارم مرا عفو نمایی.
۲۰
سومی گفت، زنی گرفتهام و از این سبب نمیتوانم بیایم.
۲۱
پس آن غلام آمده مولای خود را از این امور مطلّع ساخت. آنگاه صاحب خانه غضب نموده، به غلام خود فرمود، به بازارها و کوچههای شهر بشتاب و فقیران و لنگان و شلاّن و کوران را در اینجا بیاور.
۲۲
پس غلام گفت، ای آقا آنچه فرمودی شد و هنوز جای باقی است.
۲۳
پس آقا به غلام گفت، به راهها و مرزها بیرون رفته، مردم را به الحاح بیاور تا خانهٔ من پُر شود.
۲۴
زیرا به شما میگویم هیچیک از آنانی که دعوت شده بودند، شام مرا نخواهد چشید.
متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی