داوران ۷:۱۰-۱۴
۱۰
لیكن اگر از رفتن میترسی، با خادم خود فُورَهْ به اردو برو.
۱۱
و چون آنچه ایشان بگویند بشنوی، بعد از آن دست تو قوی خواهد شد، و به اردو فرود خواهی آمد.» پس او و خادمش، فُورَه به كنارۀ سلاحدارانی كه در اردو بودند، فرود آمدند.
۱۲
و اهل مِدْیان و عَمالیق و جمیع بنیمشرق مثل ملخ، بیشمار در وادی ریخته بودند؛ و شتران ایشان را مثل ریگ كه بر كنارۀ دریا بیحساب است، شمارهای نبود.
۱۳
پس چون جِدْعُون رسید، دید كه مردی به رفیقش خوابی بیان كرده، میگفت كه «اینك خوابی دیدم، و هان گِردهای نان جوین در میاناردوی مدیان غلطانیده شده، به خیمهای برخورد و آن را چنان زد كه افتاد و آن را واژگون ساخت، چنانكه خیمه بر زمین پهن شد.»
۱۴
رفیقش در جواب وی گفت كه «این نیست جز شمشیر جِدْعُون بنیوآش ، مرد اسرائیلی، زیرا خدا مدیان و تمام اردو را به دست او تسلیم كرده است.»
Settings