یوحنا ۱۰:۱۵-۲۷
۱۵
چنانکه پدر مرا میشناسد و من پدر را میشناسم و جان خود را در راه گوسفندان مینهم.
۱۶
و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیز بیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.
۱۷
و از این سبب پدر مرا دوست میدارد که من جان خود را مینهم تا آن را باز گیرم.
۱۸
کسی آن را از من نمیگیرد، بلکه من خود آن را مینهم. قدرت دارم که آن را بنهم و قدرت دارم آن را باز گیرم. این حکم را از پدر خود یافتم.
۱۹
باز بهسبب این کلام، در میان یهودیان اختلاف افتاد.
۲۰
بسیاری از ایشان گفتند که دیو دارد و دیوانه است. برای چه بدو گوش میدهید؟
۲۱
دیگران گفتند که این سخنان دیوانه نیست. آیا دیو میتواند چشم کوران را باز کند؟
۲۲
پس در اورشلیم، عید تجدید شد و زمستان بود.
۲۳
و عیسی در هیکل، در رواق سلیمان میخرامید.
۲۴
پس یهودیان دور او را گرفته، بدو گفتند، تا کی ما را متردّد داری؟ اگر تو مسیح هستی، آشکارا به ما بگو.
۲۵
عیسی بدیشان جواب داد، من به شما گفتم و ایمان نیاوردید. اعمالی که به اسم پدر خود بجا میآورم، آنها برای من شهادت میدهد.
۲۶
لیکن شما ایمان نمیآورید زیرا از گوسفندان من نیستید، چنانکه به شما گفتم.
۲۷
گوسفندان من آواز مرا میشنوند و من آنها را میشناسم و مرا متابعت میکنند.
متن کتاب مقدس: Old Persian Version (1895) · مالکیت عمومی