Skip to content
یوحنا ۱۰:۱۱-۱۶

یوحنا ۱۰:۱۱-۱۶

۱۱
من شبان نیکو هستم. شبان نیکو جان خود را در راه گوسفندان می‌نهد.
۱۲
امّا مزدوری که شبان نیست و گوسفندان از آنِ او نمی‌باشند، چون بیند که گرگ می‌آید، گوسفندان را گذاشته، فرار می‌کند و گرگ گوسفندان را می‌گیرد و پراکنده می‌سازد.
۱۳
مزدور می‌گریزد چونکه مزدور است و به فکر گوسفندان نیست.
۱۴
من شبان نیکو هستم و خاصّان خود را می‌شناسم و خاصّان من مرا می‌شناسند،
۱۵
چنانکه پدر مرا می‌شناسد و من پدر را می‌شناسم و جان خود را در راه گوسفندان می‌نهم.
۱۶
و مرا گوسفندان دیگر هست که از این آغل نیستند. باید آنها را نیز بیاورم و آواز مرا خواهند شنید و یک گله و یک شبان خواهند شد.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options