Skip to content
اول ساموئل ۲۰:۳۵-۳۹

اول ساموئل ۲۰:۳۵-۳۹

۳۵
و بامدادان یوناتان در وقتی كه با داود تعیین كرده بود، به صحرا بیرون رفت. و یك پسر كوچك همراهش بود.
۳۶
و به خادم خود گفت: «بدو و تیرها را كه می اندازم پیدا كن.» و چون پسر می دوید، تیر را چنان انداخت كه از او رد شد.
۳۷
و چون پسر به مكان تیری كه یوناتان انداخته بود، میرفت، یوناتان در عقب پسر آواز داده، گفت كه: «آیا تیر به آن طرف تو نیست؟»
۳۸
و یوناتان در عقب پسر آواز داد كه بشتاب و تعجیل كن و درنگ منما. پس خادم یوناتان تیرها را برداشته، نزد آقای خود برگشت.
۳۹
و پسر چیزی نفهمید. اما یوناتان و داود این امر را میدانستند.
Settings

Reading Style

Typeface

Font Size 19px

Options