اول پادشاهان ۲۰:۲۲-۳۰
۲۲
و آن نبی نزد پادشاه اسرائیل آمده، وی را گفت: «برو و خویشتن را قوی ساز و متوجه شده، ببین كه چه میكنی زیرا كه در وقت تحویل سال، پادشاه اَرام بر تو خواهد برآمد.»
۲۳
و بندگان پادشاه اَرام، وی را گفتند: «خدایانِ ایشان خدایانِ كوهها میباشند و از این سبب بر ما غالب آمدند؛ اما اگر با ایشان در همواری جنگ نماییم، هر آینه بر ایشان غالب خواهیم آمد.
۲۴
پس به اینطور عمل نما كه هر یك از پادشاهان را ازجای خود عزل كرده، به جای ایشان سرداران بگذار.
۲۵
و تو لشكری را مثل لشكری كه از تو تلف شده است، اسب به جای اسب و ارابه به جای ارابه برای خود بشمار تا با ایشان در همواری جنگ نماییم و البته بر ایشان غالب خواهیم آمد.» پس سخن ایشان رااجابت نموده، به همین طور عمل نمود.
۲۶
و در وقت تحویل سال، بَنْهَدَد اَرامیان را سان دیده، به اَفیق برآمد تا با اسرائیل جنگ نماید.
۲۷
و بنیاسرائیل را سان دیده، زاد دادند و به مقابلۀ ایشان رفتند و بنیاسرائیل در برابر ایشان مثل دو گلۀ كوچكِ بزغاله اُردو زدند، اما اَرامیان زمین را پر كردند.
۲۸
و آن مرد خدا نزدیك آمده، پادشاه اسرائیل را خطاب كرده، گفت: « خداوند چنین میگوید: چونكه اَرامیان میگویند كه یهُوَه خدای كوههاست و خدای وادیها نیست، لهذا تمام این گروه عظیم را به دست تو تسلیم خواهم نمود تا بدانید كه من یهُوَه هستم.»
۲۹
و اینان در مقابل آنان، هفت روز اردو زدند و در روز هفتم جنگ با هم پیوستند و بنیاسرائیل صد هزار پیادۀ اَرامیان را در یك روز كشتند.
۳۰
و باقی ماندگان به شهر اَفیق فرار كردند و حصار بر بیست و هفت هزار نفر از باقیماندگان افتاد.و بَنْهَدَد فرار كرده، در شهر به اطاق اندرونی درآمد.
Settings