- English
- King James KJV
- Complete Jewish CJB
- World English WEBM
- Berean Standard BSB
- American Standard ASV
- Geneva GNV
- Young's Literal YLT
- Douay-Rheims DRC
- International
- Shqip ALB
- العربية SVD
- বাংলা BN-IRV
- မြန်မာ Judson
- 简体文 CUV-S
- 繁體中文 CUV-T
- Čeština BKR
- Nederlands STVE
- Français LSG
- Deutsch SCH
- Ελληνικά Vamvas
- ગુજરાતી GU-IRV
- Hausa HCB
- עברית Hebrew
- हिन्दी HCV
- Magyar KAROLI
- Bahasa Indonesia INDO-TB
- Italiano Diodati
- 日本語 Kougo
- 한국어 Korean
- മലയാളം MAL
- मराठी MRCV
- Norsk DNB
- فارسی OPV
- Polski BG
- Português Almeida
- Română Cornilescu
- Русский Synodal
- Español RVG
- Kiswahili Neno
- Svenska SV1917
- Tagalog TAG-ADB
- தமிழ் TCV
- తెలుగు TSA
- ภาษาไทย THAI-KJV
- Українська Ohienko
- Tiếng Việt CADMAN
- Yorùbá YCB
آیات کتاب مقدس دربارهٔ Magician
آیات کلیدی کتاب مقدس
و فرعون نیز حكیمان و جادوگرانرا طلبید و ساحران مصر هم به افسونهای خود چنین كردند،
هر یك عصای خود را انداختند و اژدها شد، ولی عصای هارون عصاهای ایشان را بلعید.
پس پادشاه امر فرمود كه مجوسیان و جادوگران و فالگیران و كلدانیان را بخوانند تا خواب پادشاه را برای او تعبیر نمایند و ایشان آمده،به حضور پادشاه ایستادند.
و پادشاه به ایشان گفت: خوابی دیدهام و روحم برای فهمیدن خواب مضطرب است.
كلدانیان به زبان اَرامی به پادشاه عرض كردند كه پادشاه تا به ابد زنده بماند! خواب را برای بندگانت بیان كن و تعبیر آن را خواهیم گفت.
پادشاه در جواب كلدانیان فرمود: «فرمان از من صادر شد كه اگر خواب و تعبیر آن را برای من بیان نكنید پارهپاره خواهید شد و خانههای شما را مزبله خواهند ساخت.
و اگر خواب و تعبیرش را بیان كنید، بخششها و انعامها و اكرام عظیمی از حضور من خواهید یافت. پس خوابو تعبیرش را به من اعلام نمایید.»
ایشان بار دیگر جواب داده، گفتند كه پادشاه بندگان خود را از خواب اطلاع دهد و آن را تعبیر خواهیم كرد.
پادشاه در جواب گفت: «یقین میدانم كه شما فرصت میجویید، چون میبینید كه فرمان از من صادر شده است.
لیكن اگر خواب را به من اعلام ننمایید برای شما فقط یك حكم است. زیرا كه سخنان دروغ و باطل را ترتیب دادهاید كه به حضور من بگویید تا وقتْ تبدیل شود. پس خواب را به من بگویید و خواهم دانست كه آن را تعبیر توانید نمود.»
كلدانیان به حضور پادشاه جواب داده، گفتند، كه «كسی بر روی زمین نیست كه مطلب پادشاه را بیان تواند نمود، لهذا هیچ پادشاه یا حاكم یا سلطانی نیست كه چنین امری را از هر مجوسی یا جادوگر یا كلدانی بپرسد.
و مطلبی كه پادشاه میپرسد، چنان بدیع است كه احدی غیراز خدایانی كه مسكن ایشان با انسان نیست، نمیتواند آن را برای پادشاه بیان نماید.»
از این جهت پادشاه خشم نمود و به شدت غضبناك گردیده، امر فرمود كه جمیع حكیمان بابل را هلاك كنند.
پس فرمان صادر شد و به صدد كشتن حكیمان برآمدند؛ و دانیال و رفیقانش را میطلبیدند تا ایشان را به قتل رسانند.