مزامیر۶
Listen to this chapter
0:00
0:00
۱
{برای سالار مغنیان برذوات اوتار برثمانی. مزمور داود} ای خداوند، مرا در غضب خود توبیخ منما و مرا در خشم خویش تأدیب مکن!
۲
ای خداوند، بر من کرم فرما زیرا که پژمردهام! ای خداوند، مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم مضطرب است،
۳
و جان من بشدت پریشان است. پس تو ای خداوند، تا به کی؟
۴
ای خداوند، رجوع کن و جانم را خلاصی ده! به رحمت خویش مرا نجات بخش!
۵
زیرا که در موت ذکر تو نمیباشد! در هاویه کیست که تو را حمد گوید؟
۶
از نالهٔ خود واماندهام! تمامی شب تختخواب خود را غرق میکنم، و بستر خویش را به اشکها تر میسازم!
۷
چشم من از غصه کاهیده شد و بهسبب همهٔٔ دشمنانم تار گردید.
۸
ای همهٔٔ بدکاران از من دور شوید، زیرا خداوند آواز گریهٔٔ مرا شنیده است!
۹
خداوند استغاثهٔ مرا شنیده است. خداوند دعای مرا اجابت خواهد نمود.
۱۰
همهٔٔ دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد. روبرگردانیده، ناگهان خجل خواهند گردید.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note