ایوب۲۳
Listen to this chapter
0:00
0:00
۱
پس ایوب در جواب گفت:
۲
«امروز نیز شكایت من تلخ است، و ضرب من از ناله من سنگینتر.
۳
كاش میدانستم كه او را كجا یابم، تا آنكه نزد كرسی او بیایم.
۴
آنگاه دعوی خود را به حضور وی ترتیب میدادم، و دهان خود را از حجّتها پر میساختم.
۵
سخنانی را كه در جواب من میگفت میدانستم، و آنچه را كه به من میگفت میفهمیدم.
۶
آیا به عظمت قوّت خود با من مخاصمه مینمود؟ حاشا! بلكه به من التفات میكرد.
۷
آنگاه مرد راست با او محّاجه مینمود و از داور خود تا به ابد نجات مییافتم.
۸
اینك به طرف مشرق میروم و او یافت نمیشود و به طرف مغرب و او را نمیبینم.
۹
به طرف شمال جایی كه او عمل میكند، و او را مشاهده نمیكنم. و او خود را به طرف جنوب میپوشاند و او را نمیبینم،
۱۰
زیرا او طریقی را كه میروم میداند و چون مرا میآزماید، مثل طلا بیرون میآیم.
۱۱
پایم اثر اقدام او را گرفته است و طریق او را نگاه داشته، از آن تجاوز نمیكنم.
۱۲
از فرمان لبهای وی برنگشتم و سخنان دهان او را زیاده از رزق خود ذخیره كردم.
۱۳
لیكن او واحد است و كیست كه او را برگرداند؟ و آنچه دل او میخواهد، به عمل میآورد.
۱۴
زیرا آنچه راكه بر من مقدّر شده است بجا میآورد، و چیزهای بسیار مثل این نزد وی است.
۱۵
از این جهت از حضور او هراسان هستم، و چون تفكّر مینمایم از او میترسم،
۱۶
زیرا خدا دل مرا ضعیف كرده است، و قادرمطلق مرا هراسان گردانیده.
۱۷
چونكه پیش از تاریكی منقطع نشدم، و ظلمت غلیظ را از نزد من نپوشانید.
Use ← → arrow keys to navigate
Settings
Reading Style
Typeface
Font Size px
Options
Study Note