Skip to content
مزامیر ۲۲:۱۰-۲۲

مزامیر ۲۲:۱۰-۲۲

۱۰
از رحم بر تو انداخته شدم؛ از شکم مادرم خدای من تو هستی.
۱۱
از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است و کسی نیست که مدد کند.
۱۲
گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفته‌اند؛ زورمندان باشان مرا احاطه کرده‌اند.
۱۳
دهان خود را بر من باز کردند، مثل شیر درندهٔ غران.
۱۴
مثل آب ریخته شده‌ام و همهٔٔ استخوانهایم از هم گسیخته؛ دلم مثل موم گردیده، در میان احشایم گداخته شده است.
۱۵
قوّت من مثل سفال خشک شده و زبانم به کامم چسبیده؛ و مرا به خاک موت نهاده‌ای.
۱۶
زیرا سگان دور مرا گرفته‌اند؛ جماعت اشرار مرا احاطه کرده، دستها و پایهای مرا سفتهاند.
۱۷
همهٔٔ استخوانهای خود را می‌شمارم. ایشان به من چشم دوخته، می‌نگرند.
۱۸
رخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند.
۱۹
امّا تو ای خداوند، دور مباش! ای قوّت من، برای نصرت من شتاب کن.
۲۰
جان مرا از شمشیر خلاص کن و یگانهٔ مرا از دست سگان.
۲۱
مرا از دهان شیر خلاصی ده، ای که از میان شاخهای گاو وحشی مرا اجابت کرده‌ای.
۲۲
نام تو را به برادران خود اعلام خواهم کرد؛ در میان جماعت تو را تسبیح خواهم خواند.
Settings

Reading style

Typeface

Font size 19px

Reading width 75 chars

Options