۱۳
كاهل میگوید كه شیر در راه است، و اسد در میان كوچهها است.
۱۴
چنانكه در بر پاشنهاش میگردد، همچنان كاهل بر بستر خویش.
۱۵
كاهل دست خود را در قاب فرو میبرد و از برآوردن آن به دهانش خسته میشود.
۱۶
كاهل در نظر خود حكیمتر است از هفت مرد كه جواب عاقلانه میدهند.